« وَ تَرى كَثِيراً مِنْهُمْ يُسارِعُونَ فِي الْإِثْمِ - مىبينى ، بسيارى از ايشان را كه به گناه مىشتابند . » يعنى در گفتن سخن كفرآلود و باطل درنگ و ترديد نمىكنند . ايمان يك مانع باطنى است در برابر تجاوز به حرمت ديگران و اين تجاوز به وسيلهء افروختن آتش جنگهاى استعمارى و اشاعهء جو وحشتافكنى به قتل و بند يا تبعيد چنان كه رژيمهاى طاغوتى مىكنند صورت مىگيرد . اما كسى كه اين مانع باطنى را نداشته باشد به تجاوز شتاب مىورزد . « وَ الْعُدْوانِ - و تجاوز . » آنچه از سخن كفرآلود و تجاوز هدف اين گروه است ، خوردن اموال مردم است كه در واقع چون تكهاى است از پوست زخمى پرچرك و خون و ميكربى كه از تن كسى بريده باشند . اين است آنچه در آيه از آن به « السحت » تعبير كرده است . « وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ - و حرامخوارگى ، چه بد كارهايى مىكردند . » [ 63 ] فساد در اين جامعه گاه به مقامات بالا هم سرايت مىكند ، مثلا به رجال علم و دين . اينان كه بايد خود از عوامل اصلى اصلاح جامعه باشند ولى به سكوت مىگرايند . / 421 « لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَصْنَعُونَ - از چه روى خداپرستان و دانشمندان آنان را از گفتار بد و حرامخوارگى بازنمىدارند ؟ چه بد كارهايى مرتكب مىشوند . »
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 362
مساهمون: احمد آرام
ص٣٦٢
[ 64 ] از افكار خرافى فاسدى كه در چنين جامعهاى شايع بود ، هم چنان كه نزد يهود ، اين بود كه مىگفتند : دست خدا بسته است و او مخلوقات را بيافريد ولى ديگر قدرت تغيير و تحول و تطور در آنها را ندارد . با اين انديشه نقش دين در زندگى