«
فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشى أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ
- آنهايى را كه در دل مرضى دارند مىبينى كه به صحبتشان مىشتابند ، مىگويند مىترسيم كه به ما آسيبى برسد . » يعنى مكروهى با سلطهء دشمن .
انتظار فرج
ولى پروردگار ما مىگويد : از احتمال ديگرى نبايد غافل شد و آن پيروزى مسلمانان است بر بيگانگان . اگر چنين اتفاقى بيفتد آيا در آن هنگام نبايد از مسلمانان پيروزمند ترسيد ؟
«
فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ
- اما باشد كه خدا فتحى پديد آرد . » يعنى مسلمانان بر دشمنانشان پيروز شوند .
«
أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ
- يا كارى كند . » چون عذاب سختى كه به كفار رسد و به دست مسلمانان نباشد ، بلكه از طريق زلزله باشد يا فروشدن در زمين يا انتشار بيمارى .
«
فَيُصْبِحُوا عَلى ما أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نادِمِينَ
- آن گاه از آنچه در دل نهان داشته بودند پشيمان شوند . » زيرا آنان به نيرويى اندك متّكى شده بودند و دوستى مقدس خود را به سرابى فريبنده ارزانى داشته بودند .
[ 53 ] در آن هنگام كه خداوند مسلمانان را پيروز كرده يا كفار را به هلاكت رسانده مسلمانان بر منافقان شماتت مىكنند و مىگويند : آيا اين كافران همان همپيمانان شما بودند . / 402 چنين بود سرنوشت ايشان كه مشاهده كرديد . سراب شرك تباه شد و اكنون سرمايهاى جز خسران و ندامت به دست ندارند .
«
وَ يَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ
- آنها كه ايمان آوردهاند مىگويند : آيا اينان همان كسانند كه به خدا سوگندهاى سخت مىخورند . »