رهبرى مشعل هدايت
[ 24 ] اين رأى آن دو مرد بود كه مىخواستند ديگران را قانع كنند تا به اوامر رسول گردن نهند ولى اكثريت آن قوم جز گرفتن / 348 جنبههاى منفى قضيه رأى و نظرى نداشتند . زيرا معتقد بودند كه وظيفهء خداست كه پيروزى را در طبقى زرين نهاده تقديم آنان كند .
«
قالُوا يا مُوسى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِيها
- گفتند : اى موسى تا وقتى كه جباران در آنجايند هرگز بدان شهر داخل نخواهيم شد . » براى بيان سرپيچى از قتال با جباران سخن خود را به انواع تأكيدها آراستند و واژه « هرگز » را به كار بردند تا معلوم دارند كه هر گونه استدلال و اصرار با آنها هيچ نتيجهاى نخواهد داشت و قدم اقدام در ميدان پيكار نخواهند نهاد . تنها راه حل اين است كه پيروزى ساخته و پرداخته به آنان اعطاء شود .
«
فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ
- ما اينجا مىنشينيم تو و پروردگارت نبرد كنيد . » نگرش مردم به دين مختلف است حتى مىتوان گفت متناقض . در حالى كه برخى به دين گرويدهاند تا در آن براى اعمال صادقانهء خود برنامهاى بيابند و براى فداكارى و از خودگذشتگى اسلوبى حاصل كنند و براى دستيابى به آزادى دلاورانه به عرصهء جهاد تازند ، برخى ديگر به دين مىگروند تا مشكلات زندگانى خود را بر دوش رهبرى نهند و از آنان بخواهند كه به جاى ايشان بار مشكلاتشان را بر دوش كشند .
و چون دين مشكلاتشان را حل نكرد به خشم مىآيند و بدان كافر مىشوند و اعتقادشان از رهبرى سلب مىشود . اينان دين را طرد مىكنند زيرا پيشرفت و ترقى مادى را به آنان تقديم نداشته و حال آن كه عقب افتادنشان ربطى به دينشان نداشته و همه نتيجهء تنبلى و سهلانگارى خود آنها بود كه صادقانه عمل نكردهاند .
مسيحيان مىپندارند كه مسيح خود را فداى آنان ساخت و از شرور