معنى ديگر استنباط مىكنند .
/ 328 يهوديان گفتند : هر چه در تورات در نكوهش ربا و خوردن اموال مردم از روى گناه و تجاوز آمده مربوط است به روابط قوم يهود با يكديگر ، نه قوم يهود با اقوام ديگر . بنا بر اين هر گونه تجاوز و ستمى بر آنان جايز است . و همين انحراف از حق عواقب بدى را در پى داشت .
يهوديان به تحريف كلمات حق بسنده نكردند ، بلكه برخى از مواد رسالت را نيز تحريف كردند . زيرا وقتى دلهايشان به سختى گراييد ، ارزشى را كه براى نبوت بايد قايل شوند ، نشدند و هر جا كه با هواى نفسشان مخالف بود آن را تغيير دادند .
«
وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ
- و از آن پند كه به ايشان داده شده بود بهرهء خويش فراموش كردند . » قرآن نمىگويد كه بخشى از دين خدا را حذف كردند ، مىگويد بهرهء خويش فراموش كردند . زيرا دين خدا باقى و تغيير ناپذير است و كسى را ياراى آن نيست كه از آن بكاهد .
از يك سو قرآن واژهء « حظ » را به كار مىبرد تا به بخشى دلالت كند كه در مكتب فراموشش كردهاند ؛ بخشى كه همچون ديگر بخشهاى مكتب به سود آنها بوده است .
يعنى عقولشان با مواد آن موافق بود ولى آنان به عمد روى مىگردانيدند و به دين خدا و رهنمودهاى آن وقعى نمىنهادند .
آن لعنت كه قوم يهود را به سبب پيمان شكنيشان در بر گرفته بود بدين مقدار پايان نپذيرفت ، بلكه بر تمام حركات و سكناتشان بر سراسر زندگيشان سيطره يافته بود .
«
وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ
- و همواره از كارهاى خائنانهشان آگاه مىشوى . »