معناى واژهها
171 [ لا تغلوا ] : اصل غلوّ به معناى درگذشتن از حد است .
172 [ يستنكف ] : استنكاف ، عدم پذيرش چيزى است و اصل آن برگرفته شده است از « نكفت الدمع » به مفهوم آن كه اشك را با انگشت از چهره بزداييم .
/ 263
در دين خود غلو مكنيد
رهنمودهايى از آيات :
به دنبال سخن از ضرورت وحى و بيان برخى صفات طبقهء مؤمنان تا از طبقات متظاهران به ايمان مميز گردند ، اين آيات نازل شده تا به بطلان اين عقيده پردازد كه مثلا كسانى هستند - به زعم آنها - نيمه خدا . مانند عيسى بن مريم كه مسيحيان او را پسر خدا پندارند . اين عقيدهاى است باطل . عيسى و همه پيامبران بشراند و امتياز آنان از ديگر افراد بشر اين است كه خدا آنان را برگزيده تا محل وحى و الهام او باشند و اين امتياز را به سبب عبوديت تام و خضوع كاملشان به درگاه خداوند حاصل كردند .
آيهء نخستين از غلو در دين و افتراء به خدا در باب عيسى است . مىگفتند كه او سومين سهء خداست . و آن سه براى ادارهء عالم وجود يك واحد تشكيل دادهاند .
ولى عيسى چنان كه از آيهء دوم برمىآيد اين اتهام را نپذيرفت و از عبوديت به درگاه خدا سر برنتافت و سرّ عظمت خويش در اين عبوديت يافت ولى آنان كه از عبوديت او سر برتابند جزايى جز عذاب اليم در انتظارشان نخواهد بود .