تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
حقى نيست و برايت انواع وسايل تمتّع و لذّت را فراهم آورد و نيز ضيافت خويش به مدتى محدود ننمايد ! چسان در تمام مدت مهمانى خود را سپاسگزار او احساس مىكنى و با او با نهايت گشاده‌رويى و ادب برخورد مىنمايى ؟ اين همه براى چيست ؟ براى اين است كه بر تو نعمتى ارزانى داشته كه تو مستحق آن نبوده‌اى و نيز مىترسى كه مبادا در هر لحظه نعمت خويش از تو بازگيرد . بندهء شاكر خداوند نيز چنين است . هر چه آگاهىاش به نعمت خداوندى بيشتر شود در نتيجه ايمانش به خدا فزونى يابد و هر بار كه او را نعمتى تازه ارزانى مىدارد ، شعورش به نعمت او فراوانتر گردد . به عكس منافق كه هر چه نعمت حق بر او افزونتر شود / 237 پندارد كه اين بخشى از حقوق حقهء اوست و اين دليل بر عظمت خود اوست ، پس در نتيجه بر كفر و طغيانش بيفزايد . «
ما يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ كانَ اللَّهُ شاكِراً عَلِيماً
- چرا خدا شما را عذاب كند ، اگر سپاسگزار باشيد و ايمان آوريد ؟ در حالى كه خدا شكرپذير و داناست . » هر چه سپاسگزارى و قدردانى تو از نعمتى كه بر تو عطا كرده زيادتر گردد خداوند سپاس تو را بيشتر بپذيرد و تو را در نعم تازهء خود بيشتر غرقه سازد .

علاج برخى بيماريهاى اجتماعى

[ 148 ] چون نفس از شكرگزارى به درگاه خداوند اشباع گردد ، و از رضا و تسليم سرشارتر گردد ، حسد و حقد و كراهت در او كمتر شود . زيرا اين صفات نكوهيده مولود تنگ‌نظرى است و چون كينه‌توزى و دشمنى كه حاصل خودبينى و فرديت است از ميان برخيزد صفا و محبت و مدارا جاى آن را خواهد گرفت و آدمى دربارهء ديگران حسن نظر خواهد يافت و از آنان به نيكى ياد خواهد كرد . خداوند تجاهر به بدگويى و بدزبانى را دوست ندارد ، مگر آنكه آن را هدفى نيكو و پسنديده باشد . مثلا حالت اعتراض به ظالم را داشته باشد و مردم را عليه او برانگيزاند .