جوّ اجتماع از منفى بافيها و نيز رواج دادن اعمال خير و عفو بديهاى ديگران .
پس از بيان اين شروط اساسى براى بركندن ريشههاى تفرقه و نفاق از زمين جامعه ، اكنون قرآن بازمىگردد تا گروه ديگرى از منافقان را به ما بشناساند .
اينان جماعتى هستند كه ايمان خويش را تقسيم مىكنند و به برخى از پيامبران و برخى از تعاليم آسمانى ايمان مىآورند و به بعضى ايمان نمىآورند .
قرآن مىگويد : اينان كافرانند زيرا ايمان يك كلّ تجزيه ناپذير است . و بر اين حقيقت در آيهء بعدى تأكيد مىكند . پيش از اين به بنى اسرائيل مثل زد كه آنان / 236 به بعضى از پيامبران ايمان مىآورند و به بعضى ايمان نمىآورند . اين ايمان به بعض و انكار بعض ديگر بر حسب مصالح شخصى آنها بوده است .
شرح آيات :
سپاس حق
[ 147 ] خداوند از ما بىنياز است . از اعمال ما بىنياز است و به عذاب كردن نياز ندارد . خداوند از عذاب كسى لذت نمىبرد - منزه است او - پس هنگامى كه بندهاى را به عذاب خود گرفتار مىسازد بر حسب استحقاق آن بنده است يا به عبارت ديگر اين مردمان هستند كه عذاب خدا را براى خود مىخرند .
براى اينكه انسان از شر اعمال خود در امان بماند ، بايد مؤمن شود و براى اينكه مؤمن شود ، بايد سپاس حق به جاى آورد ، زيرا كسى كه شكرگزار نعمت خدايى است بر اوست كه بر زندگى نگاهى مثبت و خوش بينانه داشته باشد و به هر نعمتى چنان بنگرد كه آن نعمت عطايى تازه است كه او در خور آن نبوده است و هر بار ، و در هر لحظه ممكن است كه از او سلب شود . پس از يك سو قدر آن نعمت را مىشناسد و از سوى ديگر سپاس منعم - يعنى ذات بارى تعالى - را بر خود فرض مىشمارد . بدين گونه بر ايمانش افزوده مىگردد و به رحمت واسعهء خداوند ، و بر قدرت و سلطهء او بر زندگى آگاهى مىيابد .
نديدهاى كه چون مردى سخاوتمند تو را مهمان كند ، در حالى كه تو را بر او