/ 11 ( الف ) اسلام در هيچ يك از حوزههاى جامعهء خود به هرج و مرج معتقد نيست بلكه همواره خواستار نظم و انضباط است در همهء ابعاد فردى يا همگانى .
( ب ) اسلام در تشكيلات خود از رهنمودهاى آسمانى مايه مىگيرد كه در آن محدوديتهاى قومى ، يا اقليمى و يا نژادى و امثال آن وجود ندارد ، زيرا اين رهنمودها را بارى تعالى وحى و الهام كرده است .
از اينجاست كه نخستين كلمهاى كه در اين سوره خطاب به مردم آمده است ، اين است كه از خدا بترسد و بر مبناى تقوى و ترس از خدا جامعهء فاضلهء خود را بنا نهند .
«
يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ
- اى مردم بترسيد از پروردگارتان . » روشن است كه اين خطاب به مردمى واقعى است كه بر روى زمين واقعى راه مىروند . خطاب به انسان يا بشر به عنوان يك سلسله صفات تجريدى نيست .
اين خطاب حاكى از اين است كه ديد اسلامى يك ديد واقعى است و به تبع آن ، نظر اسلام به زندگى نيز نظرى واقعى است بدون توجه به مسائل نظرى پيرامون آن .
اكنون مىپرسيم چرا خداى تعالى گفت « ربكم » : پروردگارتان ؟
جواب اين است كه كلمهء « ربّ » دلالت بر معنى تربيت يا پرورش دارد و آن به آيينى كه خداوند بندگانش را به پيروى آن فرمان مىدهد ، نزديكتر است ، از اين رو مىبينى كه قرآن به واژهء پروردگار بسنده نكرد و در پى آن افزود :
«
الَّذِي خَلَقَكُمْ
- آنكه شما را بيافريد . » تا فراياد ما آورد كه آنكه شما را پس از آفريدنتان پرورش داد شايستهتر است كه مردم از آيين او پيروى كنند و در زندگى خويش از او بترسند .
/ 12
توحيد خاستگاه قانونگذارى
از مشخصات اساسى در قانونگذارى الهى اين است كه در اين گونه قانونگذارى قانون از اصل توحيد نشأت گرفته ، به عبارت ديگر از ارتفاعى فراتر از همهء موانع و قيد و بندهايى كه در جوامع انسانى وجود دارد . و ما امروز به خوبى