و نقش رسالت برانگيختن مردم و به كار گرفتن همه نيروى آنها است و كشاندن آنان است به راه راست . رسول خود در اين مضمار به منزلهء چوپان است ، رسالت خداوندى را به آنان ابلاغ مىكند ، سپس آنان را به اجراى اين رسالت دلير مىگرداند .
«
لا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ
- تو جز بر نفس خويش مكلف نيستى . » اين انديشه بنيان اين باور ما را ويران مىسازد كه مىپنداريم وجود پيامبر در ميان ما و محبت ما به او و پيوستگى و انتساب ما به او و وجود كتاب اللَّه در ميانمان ما را بسنده است و همين ما را به درجات متعالى ترقى و تمدن خواهد رسانيد و ديگر نيازى به عمل نيست . در اينجاست كه رسول را به عمل و تحريض مؤمنان فرمان مىدهد :
«
وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ
- و مؤمنان را به جنگ برانگيز . » و اين به اين معنى نيست كه خداوند از تقويت مؤمنان به دور است بلكه يارى او بعد از آن مىآيد كه آنان خود قدم در راه عمل نهند .
«
عَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ اللَّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَ أَشَدُّ تَنْكِيلًا
- شايد خدا آسيب كافران را از شما بازدارد و خشم خدا و عذاب خدا از هر خشم و عذاب ديگر سختتر است . » خداست كه مىتواند خشم و كين كافران را از شما بازدارد و ميان شما و قدرت و صولت آنان مانعى پديد آورد ، بدين گونه كه دلهايشان را از رعب و هراس شما بياكند ولى نه آنكه حتما چنين كند . « شايد » چنين كند و اين در صورتى است كه در شما صلاحيت بيابد و لياقت . خداوند چون بخواهد دوستان خود را يارى كند بس تواناست و قدرت و قوت او برتر از كفار است و اوست كه مىتواند دشمنان را به هزيمت فرستد .
/ 141
عمل كن تا از شفاعت برخوردار شوى
[ 85 ] انگيزش رسول ، همان شفاعت اوست در نزد خدا . به همان اندازه كه