تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
مرحوم محدث قمى - رضوان الله عليه - از كسانى است كه داستان فوق را نقل كرده و سپس مىگويند : مولانا در اين كار اقتدا به حضرت ثامن الائمه عليهم السّلام كرد چه آنكه در روايت وارد شده كه روزى آن حضرت داخل حمام شد شخصى در حمام بود كه آن حضرت را نمىشناخت ، عرض كرد بيا كيسهء مرا بكش ، حضرت مبادرت فرموده و مشغول كيسه كشيدن او شدند بعد از زمانى مردم در آمدند و آن حضرت را در آن حال ديده مشغول معذرت خواهى شدند حضرت آنان را دلدارى داده و همچنان به كار كيسه كشيدن او ادامه دادند تا اين كار را تمام كردند . « 1 » در هر حال كه عمل مرحوم اردبيلى قدّس سرّه حاكى از تواضع عظيم او و شدت اهتمام آن بزرگوار به اداء حقوق برادران دينى مىباشد . و تازه با اين برخورد متواضعانه ، عمل خود را در برابر حقوق برادران مؤمن كم و ناچيز مىشمارد .

تواضع نسبت به شاگردان

از آداب مهم استاد و شاگرد اين است كه استاد در مقام استادى و بزرگى خويش براى تلامذه و شاگردان ، متواضع باشد و نبايد نياز طلاب و شاگردان به او موجب شود كه آنان را با ديدهء تحقير بنگرد . اكنون به اين داستان شگفت انگيز از مرحوم اردبيلى توجه كنيم : در ايّامى كه مرحوم شيخ بهاء الدين محمد در نجف مشرف بود روزى در محل تدريس مولانا ملا احمد اردبيلى حضور يافت و ديد ايشان از راه شكسته نفسى خود را در ميان شاگردها پنهان كرده به‌طورى كه كسى فرق نمىگذارد كه استاد كدام و شاگرد كدام است و به درس و مباحثه مشغولند و صدر محفل ، خالى است . شيخ با اصرار زياد ، مولانا اردبيلى را آورده و در صدر نشاندند در آن اثناء ، صدايى شنيدند كه به آواز بلند مىخواند :
« تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً
هامش
( 1 ) . الفوائد الرضوية ص 25