خداوند حكيم قرآن را آنچنان نازل كرده كه همهء زمينهها و انگيزههاى تحريف در آن از بين رفته است . مرحوم آيت اللّه خوئى ( وفات : 1371 ه . ش ) در خصوص روايات تحريف قرآن ، مىنويسد :
« اوّلا تحريفى كه از اين روايات استفاده مىگردد غير از آن تحريف است كه مورد بحث و گفتگوى ما است و ثانيا اكثر روايات از نظر سند ضعيف و غير قابل اعتماد مىباشند ، زيرا قسمتى از آنها از كتاب « احمد بن محمّد سيّارى » نقل گرديده است ، و دانشمندان « علم رجال » اتّفاق دارند كه احمد سيارى شخصى بوده است منحرف و معتقد به تناسخ ، و قسمت ديگرى هم بواسطه « على بن احمد كوفى » به ما رسيده است كه علماى « رجال » او را نيز مرد دروغگو و از نظر عقيده متزلزل مىدانند ولى در عين حال گروهى از روايات تحريف از نظر سند معتبر و مورد اعتماد و يا در اثر كثرت نقل ، يقينآور و يا حدّاقل اطمينانآور مىباشند . اينست كه در اين مورد از بحث دربارهء سند آنها صرف نظر نموده و به چگونگى دلالت آنها مىپردازيم . . . اگر نام على عليه السّلام در قرآن به صراحت ياد شده بود به آن اجتماع عظيم مسلمانان و تعيين نمودن على عليه السّلام بخلافت ، آن هم بعد از اين همه تأكيدات و شرائط احتياج نبود و اگر در قرآن نام على صريحا آمده بود رسول خدا از اظهار آن ترسى نداشت تا وعدهء تأييد و محافظت از طرف خدا فرود آيد .
آرى ، از حديث غدير چنين استفاده مىگردد كه نام على عليه السّلام صريحا در قرآن نبوده است ، مخصوصا اينكه اين جريان در
محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 349
مساهمون: كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى
ص٣٤٩