تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
نجف آمد . « 1 » و هم در همان ايام تحصيل محقق اردبيلى بعضى از اوراق شرح ارشاد را كه مشغول تأليف آن بود به نظر ايشان رسانده و خواهان اصلاح عبارات غير فصيحه آن مىشد . « 2 » آن مرد بزرگ تنها به خاطر مساوات با فقرا و عدم تشبه به اغنيا قوت زياده بر يك هفته يا يك ماه را نگه نمىداشت و با خواهرزاده‌اش سيد محمد قريب السنّ بوده و در نماز به يكديگر اقتدا كرده و به درس يكديگر حاضر شده و هر كدام كتابى را كه تأليف مىكردند به ديگرى عرضه مىداشتند و پس از مذاكره در اطراف مطلب و تنقيح آن با توافق هر دو ، ثبت اوراق مىنمودند . و هرگاه يكى از ايشان برخى از احكام شرعيه را از روى اجتهاد استنباط مىكرد ، اگر همان حكم را از ديگرى سؤال مىكردند امر به مراجعه اوّلى نموده و مىگفت : او مرا از سختى استنباط اين مسأله آسوده كرده است . آن دو فقيه و الا از كثرت ورع و تقوا و علاقه به اشتغالات علمى و بخاطر دورى از پادشاهان و اينكه ملتزم به ملاقات شاه عباس صفوى نگردند ، زيارت حضرت ثامن الائمه عليه السّلام را ترك نمودند . علامه بزرگ و فقيه سترگ و خليفه سلطان فرموده است : شنيده‌ام كه شيخ حسن در اثناى تأليف معالم و منتقى درگذشت و كسى كه فكرش چنين و تحقيق او بدين حد باشد ، عجيب نيست كه وفاتش در اثناى چنين تصنيف واقع شود . شيخ على نواده صاحب معالم مىنويسد : شنيدم از بعضى مشايخ و غير او كه : شيخ حسن هنگام بجاى آوردن حج به اطرافيان خويش گفت : از خداوند اميد دارم كه صاحب الامر عليه السّلام را ببينم ، زيرا كه او در هر سال حج بجاى مىآورد . پس چون به عرفه اقامه نمود ، به اصحاب خود گفت : از براى دعاى عرفه از خيمه بيرون رويد و همه بيرون رفتند . ناگاه
هامش
( 1 ) . همان مدرك : 142 . ( 2 ) . همان مدرك .
محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 134 | كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى