و در نشيب و فراز و طول ادوار بلكه در تاريخ تمدن اسلامى ما ، ارزشهاى معنوى آن را حفظ نموده و همواره نقطهء اتكا همبستگى بوده است .
حال سؤال اين است كه آيا اقوامى كه در معرفى فرهنگ ايرانى قرار گرفته و تحت تأثير آن بودند و متناسب با استعدادشان از فرهنگ ايرانى غنى و قوىتر شده بودند زندگى معنوى مقدس اردبيلى در راستاى تأثيرگذارى به ساير ملل و تغيير اخلاق و رسوم و رفتار و افكار مردمان آن زمان چه بوده است و اگر بوده در چه حدى قابل تصور مىباشد .
اين فرهنگ قديم و دلنشين كه شامل آداب و رسوم جامعه و تعاليم اخلاقى و رفتار عمومى ، طرز سلوك با ديگران و راه و روش زندگى مىباشد در يك سلسله كتب ، امثال و حكم و ساير روشهاى جالب ديگر ابراز فكر گنجانيده شده و نوشتههاى مقدس اردبيلى نيز از اين خصايص به دور نمىباشد .
امّا با توجه به اينكه احتمال مىرود به علّت گذشت زمان ، رفتار اجتماعى و تأثير متقابل مقدس اردبيلى در فرهنگهاى ديگر رنگ فراموشى گرفته باشد وظيفهء رسانههاى گروهى و جمعى و همچنين شبكه جديد الورود ارتباطات بينالمللى اينترنت
) tenretnI (
و مراكز تحقيقات اسلامى بين جوامع چه خواهد بود مشخص است .
اينك كه از يك طرف نياز جامعهء ما به حفظ آثار و رسوم و آداب مقدس اردبيلى است و از طرف ديگر اين آداب و رسوم مىتواند در مقابل آنچه ما از پيشرفت مادى جهان مىگيريم براى مردم جهان سرچشمهء الهامات معنوى و هدايت باشد آيا ضرورى به نظر نمىرسد كه بايد حركت فرهنگى عظيم با برنامههاى مختلف انجام گيرد مخصوصا آنچه كه مقدس اردبيلى با جهان امروزى و در وضع فعلى آن در رؤياهاى ذهنى فرو نرود و بيش از پيش در اذهان زنده گردد و اصول و مفاهيمى مناسب با زندگى آن زمان مقدس و مردمان زمانهاش با زندگى امروزى براى مردم ملل ايجاد شود تا افكار زنده و پوياى نسل