موجب تصرف در اموال و حقوق مالى او نگردد و خواه مستقيم باشد مانند تعهد به پرداخت مال يا غير مستقيم باشد مانند فسخ معامله ماده ( 1212 ق م ) اعمال و اقوال صغير تا حدى كه مربوط به اموال و حقوق مالى او باشد باطل و بلا اثر است معذلك صغير مميز مىتواند تملك بلاعوض كند مثل قبول هبه و صلح بلاعوض و حيازات مباحات صغير غير مميز براى انجام عمل حقوقى اهليت ندارد . « 1 »
در پايان يادآورى چند مطلب ضرورى است :
1 - ممكن است بگوييم رشد كه ملاك نفوذ تصرفات مىباشد از نظر زمان و مكان و به حسب مورد تصرف فرق مىكند بنابراين نمىتوان يك مقطع سنى را ملاك و علامت صددرصد حصول رشد در تمام امور بدانيم بطور مثال بچهاى كه در محيط تجارى رشد كرده و هر روز در كنار پدر امور تجارى را آموخته با بچهاى كه در محيط هنرى و علمى بزرگ شده فرق مىكند .
2 - پرواضح است كه ثمره اين نظريه كه ملاك رشد فكرى است يا نظريهاى كه ملاك بلوغ سنى است عموم و خصوص من وجه است چه بسيار مواردى كه بلوغ سنى هست ولى رشد فكرى نيست و گاهى نيز عكس آن صادق است و گاهى نيز همراه با بلوغ سنى رشد فكرى نيز هست .
3 - ممكن است براى حصول رشد علائمى درنظر گرفته شود از جمله بلوغ سنى .
4 - نظر شارع در امور مالى رعايت جنبه احتياط است از اينرو در موارد شك بايد احتياط كرد .
5 - اين بحث در حوزه معاملات به معنى عام مطرح است و ربطى به عبادات ندارد از اينرو بىشك در وجوب و عدم وجوب تكاليف بلوغ شرعى كه
هامش
( 1 ) . دكتر ناصر كاتوزيان ، حقوق مدنى قواعد عمومى قراردادها ، ج 2 ، ص 18 ، انتشارات طوس .