علامه حلى در تبصرة المتعلمين كمترين حدى را كه عنوان مسح بر آن صحيح باشد به عنوان حد مسح ذكر كرده است « 1 » و در ارشاد الاذهان خود اضافه كرده است كه غسل و شستشوى سر و پا از مسح كفايت نمىكند . « 2 »
شهيد اوّل در لمعه مسح به مسماى مسح ، با ترى باقيمانده از وضو را ذكر كرده « 3 » و شهيد ثانى در شرح آن در توضيح مسح ، امرار دست بر ممسوح ( سر و پا ) را لازم دانسته است . « 4 »
فيض كاشانى آورده است :
واجب است كه مسح با ترى وضو باشد ولو در صورتى كه در دستان ترى نباشد از مواضع وضو آب اخذ نمايد ، لكن آب جديد نبايد استفاده كند و همين قول مشهور است . « 5 »
در معتقد الاماميه مىخوانيم :
مسح بر پيش سر كردن به مقدار آنكه نام مسح بر وى افتد و مسح پا كردن از سر انگشتان پاى تا كعب ، و كعب در ميان پشت پاى بود ، و آب نو بر نگرفتن در مسح سر و مسح پاى . « 6 »
نظر محقق اردبيلى
محقق در خصوص عدم مجزى بودن غسل از مسح مىنويسد :
گمان مىكنم كه مراد از غسل كه از مسح مجزى نيست ، غسلى است كه مسح با آن محقق نشود ، مثل اينكه آب ريخته شود امّا دست كشيده
هامش
( 1 ) . تبصرة المتعلمين ص 14 .
( 2 ) . مجمع الفائدة و البرهان ج 1 ، ص 104 متن ارشاد .
( 3 ) . اللمعة الدمشقية ص 17 .
( 4 ) . الروضة البهية فى شرح اللمعة الدمشقية ج 1 ، ص 75 و 77 .
( 5 ) . مفاتيح الشرايع ج 1 ، ص 46 .
( 6 ) . فرهنگ معارف اسلامى ، ص 2146 به نقل از معتقد الاماميه ، ص 190 .