است مگر امر مجمل ( و در نهايت اجمال ) تنها نكته اين است كه نبايد عبادت در حال غفلت انجام بشود و غرض و هدف از انجام عبادت جز امتثال امر الهى ، چيز ديگرى نباشد .
و سپس محقق اردبيلى با طرح بعضى مسائل ديگر ، در نهايت اظهار مىدارند :
« خلاصه آنكه امر اصلى و اساسى كه بدون آن عبادت باطل است ، همان اخلاص است كه مدار صحت عبادات بر آن محور مىچرخد و عبوديت و عبادت به آن متحقق مىشود و اخلاص امرى بسيار سخت است و كمياب . »
محقق در نهايت كلام باز طبق معمول اكثر فتاوى ايشان امر به احتياط كرده و مىفرمايد : « اما مطلبى كه همواره به آن وصيت مىكنم احتياط است تا آنجا كه ممكن است . . . » « 1 »
محقق در زبدة البيان خود ذيل بحث از آيه 5 سورهء بينة
« وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ . . . »
فرموده است :
بر وجوب نيت در همه عبادات ، به اين آيه استدلال شده است ، لكن دلالت آن محل تأمل است . . . تنها چيزى كه استدلال به اين آيه شريفه مىشود ، اين است كه عبادات شرعيه را بايد تنها بر وجه اخلاص انجام داد و لا غير ، اما نيت و وجوب آن بر وجهى كه اصحاب ما ذكر كردهاند و تفصيلاتى كه دادهاند به دست نمىآيد . « 2 »
حكم مسح
مسح در لغت امرار دست بر چيزى است و در شرع كشيدن دست مرطوب بر سر و پا در وضو ، يعنى با ترى كه از شستن دست و صورت در وضو باقى مانده
هامش
( 1 ) . مجمع الفائدة و البرهان ج 1 ، ص 98 و 99 .
( 2 ) . زبدة البيان ، ص 28 .