مرحوم آيتالله بروجردى هنگامى كه از دولتهاى وقت گله داشتند و دولت كسى را براى رضايت خاطر ايشان به قم مىفرستاد ، بسيار صريح و با صداى بلند مىفرمودند « نمىپذيرم » ؛ به طورى كه فرستادهء دولت هم مىشنيد و مىرفت و به رئيس دولت وقت گزارش مىداد . دولتها هم از طريق چند واسطه از ايشان علت را جويا مىشدند و ايشان مىفرمودند « به خاطر اين كه دولت در فلان موضوع روشهاى نادرستى در پيش گرفته است . » همين برخورد موجب مىشد كه دولت در كار خود تجديد نظر كند و موجبات رضايت خاطر ايشان را فراهم آورد . غرض اين كه آن مرحوم در كمال صراحت حرف مىزد و كاملًا حق اسلام را رعايت مىكرد . از حريم دين دفاع مىنمود و هر جا فرصتى پيش مىآمد پيشروى مىكرد .
يكى از اين برخوردها را كه از نزديك ديدم ، اين بود كه روز عيد غدير تيمسار بختيار خدمت آن مرجع بزرگ رسيد ؛ در حالى كه بيرونى آيتالله بروجردى پر از جمعيت بود . ايشان هم در ايوان نشسته و تكيه به يك ستون داده بودند . شاه او را فرستاده بود تا در جريان مبارزه با بهائىگرى كه من از منبر مسجد شاه آغاز كرده بودم و از راديو پخش شده بود ، بگويد كه نمىشود جلو بهايىها را گرفت و آنها را غير قانونى كرد ؛ چون حاميان آنها در اروپا و آمريكا به ما فشار مىآورند كه به آنها كار نداشته باشيد . آيتالله بروجردى هم از نفاق و دو رويى دولت و سرسپردگى آن به استعمارِ حامى بهائيت بسيار ناراحت و دلگير بودند .
آيت الله بروجردى ( آيت اخلاص ) ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: عبد الرحيم اباذرى
ص١٠٢