نظيرى قائل بود و همواره در شرايط حساس به حمايتش بر مىخاست . ايشان بر اين اعتقاد بود كه اين مثلث ( كاشانى ، شهيد نواب و مصدق ) بايد در كنار هم متحد شوند تا بتوانند بر استكبار خارجى و استبداد داخلى فائق آيند . « 1 » در ماجراى نهضت نفت ، يك روز شاه به قم مىآيد و به حضور آيتالله بروجردى مىرسد . او در اين ديدار با اشاره و كنايه از آيتالله كاشانى انتقاد كرده و در تعبيرى كه منظورش آقاى كاشانى بوده مىگويد « بهتر است برخى از آقايان به جاى ورود به عرصهء سياست ، به وظيفهء اصلى خود كه توجه به معنويات است بپردازند . » در اين هنگام آيتالله بروجردى با تندى ، مانع ادامهء صحبت وى مىشود و مىفرمايد « من راضى نيستم در اينجا از يك آقايى بحث شود كه بايد از ايشان با احترام ياد كرد . » « 2 »
پس از جريانى كه منجر به شكست نهضت ملى نفت شد ، ايادى رژيم شاه در صدد بر آمدند تا آيتالله كاشانى را به محاكمه كشانده و او را به اعدام محكوم كنند . در اين ميان ، آيتالله بروجردى به مخالفت جدى برخاست . برخى از اطرافيان ، اختلاف سليقهء ايشان با آقاى كاشانى را در موارد جزئى مطرح ساختند تا وى از نظر خويش برگردد ؛ اما هرگز چنين نشد . حتى در اواخر زندگى كه آيتالله كاشانى از حيث معيشت در تنگنا قرار داشت و مبالغى هم بدهكار بود ،
هامش
( 1 ) . چشم و چراغ مرجعيت ، ص 103 ، به نقل از آيتالله بدلا .
( 2 ) . همان ، ص 279 ، به نقل از آيت الله محسنى ملايرى ، با اندكى تصرف .