تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
خواهد داشت . نوشته‌ها و گفته‌هاى متناقض مؤرخان و آشفتگىهاى فراوان موجود در آثار تاريخى مكتوب نيز به ياريم آمد و البته در اين راه با دشوارىهاى فراوانى نيز روبرو شدم و با موانع بسيارى برخورد كردم و در اين ميان صدها هزار كتابى كه در كتابخانه‌ها و كتابفروشىهاى مصر در برابر چشمم قرار مىگرفت هيچ‌كدام توجهم را جلب نمىكرد زيرا آنچه را درپى آن بودم در آن‌ها نمىيافتم . ولى همه اين موانع و دشوارىها چيزى از عزم و اراده‌ام نكاست . من به كارى كه تمام زندگىام را وقف آن كرده‌ام ، ادامه دادم و در اين ميان برحسب تصادف در يكى از كتابفروشىها به مجموعه كتاب‌هايى برخورد كردم كه با نگاهى به عناوين برخى از آن‌ها توجهم به جزوه‌اى جلب شد كه عنوان : « الرسالة الزينبية شمس‌الدين ابىالخير السخاوى المصرى » را بر خود داشت ؛ در ابتدا تصوّر كردم اين جزوه همان رساله السيوطى « 1 » است ولى نام مؤلف ديگرى را ديدم و هنگامى كه به ورق زدن آن پرداختم ، متوجه شدم كه برتر از رساله سيوطى است زيرا شامل شرح حال بانو [ زينب ] و اثبات شجره‌نامه وى مىشود . بدين ترتيب نسبت به رساله سيوطى و افزون بر آن ، شرح حال مختصرى از ايشان را نيز داراست و از استقرار بانو [ زينب ] در مدينه منوره - در پى عزيمت به شام پس از مصيبت برادرش امام حسين - نيز سخن گفته است و ديگر چيزى از اين بيشتر ندارد . اين جزوه را نيز اگرچه شايسته توجه و عنايت است ولى از آنجا كه گرهى از كارم نمىگشود ، رها كردم . پس از مدتى كه از اين ماجرا گذشت با دوستى كه معمولا در اين گونه موارد با او مشورت مىكنم و كمك مىخواهم ، مكاتبه كردم ؛ او طى نامه‌اى به اطلاعم رساند كه " ابن طولون دمشقى " موَّرخ ، رساله‌اى در شرح حال بانو زينب نگاشته كه در كتابخانه شخصى يكى از دوستانش در " نابلس " نگاهدارى مىشود و به من قول داد كه با او
هامش
( 1 ) - " المجاجة الزرينبية فى السلالة الزينبية " كه يك نسخه خطى از آن در دارالكتب المصرية وجود دارد و در فاس ( مراكش ) به‌چاپ رسيده و خود خلاصه‌اى از آن‌را در كتاب " الحاوى فى الفتاوى " ارايه داده و بخش اعظم آن‌را العدوى در " النفحات الشاذلية " و " مشارق‌الانوار " آورده است .