علم و صفات وى
اين بانوى بزرگوار در كنار صفات برجستهاى چون شجاعت و شهامت و پايمردى ، از دانش و معرفت و اخلاق نيز دور نبود زيرا در خانوادهاى پرورش يافته بود كه تماما دانش بود ؛ پدر ارجمندش حضرت على بن ابىطالب كه سرچشمه دانش و تقوا بهشمار مىرفت همچنانكه دو برادر بزرگش امام حسن و امام حسين ( رض ) نيز چنين بودند .
از جمله برجستهترين صفات اين بانوى بزرگوار وفادارى بود و بر پيمان مادر ارجمندش حضرت فاطمه زهرا [ س ] دختر پيامبراكرم ( ص ) پايدار بود .
در اين راستا روايت مىكنند كه مادرش ( رض ) بر خلاف سن اندك دخترش بانو زينب ، سفارش مراقبت از دو برادرش حسن و حسين را به او كرد و از وى خواست پس از او براى آنها مثل مادر باشد . او نيز در طول زندگى به بهترين وجه به اين سفارش مادر عمل كرد بهگونهاى كه نوعى همپيوندى ميان داستان زندگى اين دو امام بزرگوار از يك سو و زندگى اين بانوى گرانقدر درجزئيات وحوادث ، بهويژه حوادثى كه برادرش امام حسين ( رضىالله عنه ) در آنها حضور داشت و سرانجام به شهادت او و رفتن وى به اتفاق اهلالبيت به مدينه منوره و سپس گزينش مصر به عنوان تبعيدگاهى امن براى خود در پى خشونتهاى زندگى در مدينه پس از حادثه كربلا منجر گرديد ، مطرح كرد .
اين مصيبتها به او شجاعت و خردمندى بيشترى داد و مواضع بسيارى وجود دارد كه در آنها با قدرت ، شجاعت خود را نشان داد ؛ آنچه در اين راستا روايت شده از جمله از اين قرار است : هنگامى كه برادرش امام حسين [ ع ] در برابر چشمش به شهادت رسيد ، بى تابى و ضجّه و فرياد بيهوده نكرد و چون زنان به شيون و ناله نپرداخت بلكه شكيبايى و شجاعت و رضايت به قضا و قدر الهى پيشه كرد و گفت : « انا لله و انا اليه راجعون اللهم تقبّل عنا هذا القليل من القربان » ( ما همه از آن خداييم و به سوى او بازمىگرديم ، بار پروردگارا اين اندك قربانى را از ما بپذير . )
همچنين در مورد شجاعت و قدرت نفوذى كه بر اهل باطل داشت ، روايت شده وقتى همراه بانوان اهل البيت با سرمبارك امام به كوفه رسيد و در برابر عبيدالله بن زياد حضور يافت ، متوجه شد كه عبيدالله با ديدهء تحقير و انتقامگيرى به ايشان نگاه مىكند ؛