آن آگاهى كه از دست داده مىرسيد و به ميراثى كه ناديده انگاشته شده بود ، دست پيدا مىكرد و باشكوهترين درسها و عبرتها را در جهت بناى زندگى بهتر و برترى براى نسلهاى پس از خود ، مىآموخت .
مكتب و فرهنگ " تقريبى "
كسى كه زندگى هريك از افراد اين خاندان پاك و شريف را در هركجاى اين كرهء خاكى - اعم از شبه جزيرهءعرب ، عراق ، مصر ، مغرب . . . كه اقامت داشتند - ازنظر بگذراند ، آنرا در حدّ خود مكتبى تمام عيار و سرچشمهاى از خير و صلاح و اخلاق نيكو مىيابد ؛ هميشه و همه جا در همين حال و همين رفتار بودند و هيچيك از موانع جغرافيايى آنانرا از يارى رساندن به ديگران بازنمىداشت و هيچ يك از موانع روانى ، كشورى ، قومى و از اين قبيل ، مانع از همراهى ايشان با مردم و كمك به آنها نمىگرديد .
به عبارت ديگر آنها در زندگى و رفتار روزمرهء خود تجسّمبخش فرهنگ " تقريبى " بودند و نخستين گامها را در جهت وحدت و " تقريب " مسلمانان با يكديگر ، برداشتند .
آنها با كردار و گفتار خود و با معرفى درست رسالت اسلامى و پرچمدار آن و نيز با سوق دادن احساسات مسلمانان در غرب و شرق سرزمينهاى اسلامى به سوى قرآن كريم و تحكيم و تقويت روابط و پيوندهاى ميان آنها و نفى هرگونه مانع ساختگى ميان خود ، جريانى از آگاهى صحيح " تقريبى " را براى نسلهاى آينده بهوجود آوردند .
به همين دليل است كه مردم از عالم و جاهل ، كوچك و بزرگ و سياه و سفيد به زيارت و تشرّف به آرامگاهشان و بوسيدن ضريح و در و ديوار مزارشان و نيز تلاوت دعا و خواندن زيارتهاى مرتبط وهديه به روح پاكشان به ثواب آن برسند بدين ترتيب وفادارى و عشق خود را به آنان ابراز كرده باشند .
بالاتر از آن علما و انديشمندان و اديبان فرهنگ دوستان با تأليف يا تدريس دربارهء
ايشان و ستايش از آنها و بيان زندگى پاك و والاى آنها و تحليل مواضعى كه