احاديث فراوانى در ستايش از امام حسين [ ع ] « 1 » و ميزان عشق پيامبرخدا ( ص ) به وى وجود دارد . آن حضرت ( ع ) مدت پنج سال در سايه نبوت زندگى كرد ، بسيار وقتها پيامبرخدا ( ص ) او را بر دوش خود حمل مىكرد و بارها و بارها خود و برادر بزرگترش [ امام ] حسن در اثناى سجود پيامبرخدا ( ص ) به پشت وى مىجهيدند و ايشان نيز آنقدر سجدهء خود را ادامه مىداد تا آنها پايين آيند .
امام حسين ( ع ) در ماه شعبان سال پنجم هجرى ( بنابه قول ارجح ) بهدنيا آمد و چشم پيامبر ( ص ) به تولد وى روشن شد .
راويان مىگويند : بانو امالفضل دختر الحارث شبى بهخواب ديد كه در خانهاش اندامى از پيامبرخدا وجود دارد . او نزد پيامبرخدا ( ص ) رفت تا اين خواب را تعبير كند ؛ آن حضرت فرمود : « . . . خودش است . . . » فاطمه حسين را بهدنيا آورد و ام الفضل آنرا شير داد تا از شير گرفته شد . « 2 »
رسول خدا ( ص ) دستور داد تا سر امام حسين را بتراشند . آنگاه هموزن او نقره صدقه داد ؛ پيامبر خيلى وقتها دست مبارك خود را در دهانش مىگذاشتند تا بمكد .
بسيار مىشد كه او را غذا مىداد و در مورد او و برادرش حسن از چشم حاسدان بيم داشت لذا اين عبارت را بر آنها مىخواند :
« اعيذكما بكلمات الله التامة من كل شيطان و هامة و من كل عين لامّة » « 3 »
هامش
( 1 ) - متون وارده از پيامبراكرم ( ص ) در مورد امام حسين ( ع ) فراوانند و نشان دهنده جايگاه والايى است كه آن حضرت در دنياى رسالت و امت ايفا مىكند . نگاه كنيد به كتاب صحاح و سنن در فضايل صحابه بابى كه مربوط به مناقب و فضايل حسين بن على ( ع ) و برادر بزرگتر آن حضرت امام حسن ( ع ) است . از جمله كتب شيعى مهمى كه اين متون را نقل كردهاند ( به عنوان مثال ) از اين قرارند : اعلام الورى باعلام الهدى : الركن الثالث فصل مربوط به بذكر امام حسن و امام حسين ( ع ) و كتاب عيون اخبارالرضا شيخ صدوق ابن بابويه قمى و الارشاد مفيد و بحارالانوار دو جلد 44 و 45 ويژهء تاريخ اين دو امام و جز اينها كه ذكر همگى به درازا مىكشد .
( 2 ) - حديث را ابن عساكر در تاريخ دمشق : شرح حال امام حسين بن على بن ابىطالب ، روايت كرده است و روايت امالفضل را الطبرانى در المعجم الكبير 25 : 22 با شماره 38 با اسناد به قابوس بن المخارق و الطبرسى در اعلام الورى : 225 فصل سوم به نقل از الاوزاعى ذكر كردهاند .
( 3 ) - حديث را ابوداود در السنن 4 : 235 به شماره 4737 كتاب السنة و الحاكم در المستدرك 3 : 167 و الامام احمد در المسند 1 : 270 به نقل از ابن عباس آوردهاند .