ولى قول اغلب و اعمّى كه اكثريت مفسران و سيره نويسان بدان استناد مىكنند آناست كه مراد از اهل بيت خانوادهء پيامبراكرم و دختران و نوادگان اوست . « 1 »
كتب سيرهء نبوى دربارهء اين خاندان بزرگوار چه در مورد همسران پيامبراكرم ( ص ) و چه در خصوص فرزندان پسر و دختر و نوادگان وى كه در ايام حيات آن گرامى ( ص ) وجود داشتند يا كسانى كه در آن ايام فرخنده با او معاصر نبودند ، سخنها گفتهاند . همچنانكه همين كتابها درباره محل زندگى اينان و اماكن حضورشان از لحظه تولد تا مرگ نيز سخن گفتهاند .
براى ما روشن شده كه اكثريت خانوادهء پيامبراكرم ( ص ) در فاصلهء مكه تا مدينه زندگى كردند و سرانجام در مدينه منورهاى كه پيامبراكرم ( ص ) پس از هجرت شريف خود برگزيد ، مستقر شدند ؛ آنها تا زمانى كه دعوت حق را لبيك گفتند در مدينه منوره زندگى كردند و همگى در بقيع بهخاك سپرده شدند .
البته نوادگانى از پيامبراكرم ( ص ) بودند كه مدينه منوره را ترك گفتند و رو بهسوى عراق يا مصر گذاردند ؛ زمان آن نيز بهدنبال كشته شدن عثمان بن عفان و اختلافهاى
بروز يافته ميان مسلمانان - كه به تقسيم آنان به طرفداران علىبن ابىطالب [ ع ] و
هامش
اوست . سپس مىگويد : اين حديث را با اسناد بهتر و شايستهترى روايت كردهاند . منظورش روايت الترمذى در السنن 5 : 351 باب 34 از ابواب تفسير قرآن ، تفسير سورهء الاحزاب حديث 3205 است . يادآورى مىشود شاهدى كه مؤلف مطرح مىكند مخالف ادعاى او مبنى برآناست كه برخى احاديث شريف تأكيد دارند كه اهل بيتى كه خداوند متعال در اين آيه موردنظر دارد ، همسران پيامبر و فرزندان پسر و دختر او بهويژه فاطمه و . . . است ! ! زيرا روايت در خروج همگى آنها به استثناى فاطمه وهمسر و دو فرزندش كه رسول خدا تنها آنها را براى تطهير دعا كرد ، كاملا صراحت دارد و ذيل روايت نيز آنرا تقويت مىكند ؛ در ذيل روايت آمده است كه امسلمة همسر پيامبراكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) گفت : من از ايشان نيستم ؟ حضرت ( ص ) فرمود : « انك لعلى خيريا الى خير . »
( 1 ) - مؤلف در اين سخن چيزى بر آنچه در سخن قبلى خود آورده نيافزوده است . و همان قول اغلب و اعمّ مفسران و اصحاب سيره را نقل كرده و روايت ابوسعيد الخدرى را به نقل از رسول خدا ( ص ) مورد تأكيد قرار داده كه فرمود : « آيه مزبور در مورد پنج تن ( نه هفت و نه بيشتر ) نازل شده است . در مورد من و على و حسن و حسين و فاطمه » نگاه كنيد به كتاب : السيدة نفيسة ، نوشته استاد توفيق ابوعلم صفحات 70 - 69 چاپ " مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى " كه حاوى بحث بسيار جالبى در اين مورد است .