و پراكنده مشويد . »
/ 627
وحدت جز با عقيده ميسّر نمىشود
هدف مشترك و منافع مشترك و سرنوشت واحد و . . . و . . گاه سبب وحدت است ، ولى به شرط آنكه يك انديشهء مشترك واحدى وجود داشته باشد كه همگان به آن متمسك باشند و سبب پيدايش نگرش مشتركى در برابر وضع موجود براى ايشان شود .
اگر انديشهء مشترك و انديشهورزى ( - ايدئولوژى ) مشترك وجود نداشته باشد كه همگان براى رسيدن به آن كوشش مىكنند ، و مثلا در حالت كنونى جهان كه به دو گروه شرقى و غربى تقسيم شده ، مسلمانان اختلافات كوچك نژادى و مذهبى را كه هيچ رابطهاى با حقيقت واقع اسلام ندارد ، كنار نگذارند و به هواى نفس گاه به خاور خود را بچسبانند و گاه به باختر ، از زندگى تلخى كه دارند هرگز نجات نخواهند يافت . بايد بدانند كه اين اختلافات كه دارند همه انحراف از اسلام راستين و انحراف از اعتصام به خدا و بلكه اعتصام به شيطان است .
راههاى وصول به مصلحت گوناگون است ، و از همين روى قرآن دربارهء اعتصام به ريسمان خدا ( يعنى كتاب خدا و رهبرى به وجود آمدهء از آن ) براى تحقق يافتن وحدت تأكيد مىكند ، و براى مسلمانان از اوضاع و احوال اعراب پيش از اسلام چنين سخن مىگويد :
«
وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً
- و نعمت خدا را بر خود به ياد آوريد ، كه با يكديگر دشمن بوديد و ميان دلهاى شما الفت ايجاد كرد ، و به نعمت او با يكديگر برادر شديد . » اخوت ميان اعراب در صدر اسلام به سبب خون مشترك يا لغت يگانه ، يا حتى زمين و منافع و سرنوشت واحد نبود ، بلكه پس از آن به وجود آمد كه خدا بر ايشان با فرستادن نعمت كتاب منت نهاد ، و يگانگى فكر و همكارى عواطف