تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
ميانتهى كه شبيه‌ترين چيز به اشكال هندسى و محاسبات رياضى است رهبرى نمىكند ، بلكه با ما از ظواهر و نمودهاى حيات ما سخن مىگويد كه بعضى از آنها پايان نمىپذيرد و تكرار پيدا مىكند ، همچون نمود تاريخى ، و بعضى از آنها ممتد و پيوسته است همچون نمود طبيعى ، و بعضى را خود مىسازيم همچون نمود جنگ و صلح . و اين همه براى آن است كه افكار ما را هر چه بيشتر با واقعيت خارجى پيوند دهد ، و سپس ديدى برخاستهء از حقيقت كلى دربارهء اين نمود به ما بدهد كه ديدى تاريخى و طبيعى در افعال انسان است . و با اين كار ما را از واقعيت دور نمىكند ، بلكه دوربين بزرگ كننده و سالمى در اختيار ما قرار مىدهد كه از طريق آن به زندگى مىنگريم ، و اين دوربين خود رؤيت و ديدار و حقيقت كلى است ( مثلا حقيقت كلى و استيلاى خدا بر زندگى ) . و از سوى ديگر : قرآن نمىخواهد دلهاى ما را به دوستى خدا سيراب يا افكار ما را به اعتقاد به خدا اشباع كند ، بدون آنكه اين دوستى و اين ايمان بازتابى عملى براى / 423 زندگى ما داشته باشد ، و به همين سبب است كه هر وقت با ما از يك نمود تاريخى سخن مىگويد ، و ديدارى حقيقى از آن براى ما فراهم مىآورد ، بر آنها يك عبرت تربيتى مىافزايد ، و به كارى كه لازم است به انجام دادن آن قيام كنيم فرمان مىدهد ، و باشد كه اين روش و برنامه را در آيات آينده مشاهده كنيد .

شرح آيات :

[ 243 ] بيم از مبتلا شدن به طاعون اهل قريه‌اى را از زادگاهشان فرارى كرد ، ولى طاعون در پى آنان روانه شد و آنان را در بيابان نابود ساخت ، و پس از مدتى پيامبرى بر آنان گذشت و ايشان را مشتى استخوانهاى پوسيده يافت ، پس از خدا خواست كه آنان را زنده كند و دعايش به اجابت رسيد . اين واقعيت ، نشان مىدهد كه خدا كسى است كه مىميراند و زنده مىكند : «
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ
- آيا آگاه نشدى از