خطوات الشيطان يعنى آثار و جاهاى پاى او .
169 [ السوء ] : هر فعل زشت در نظر عقل يا شرع ، و قبيح و زشت را بدان سبب سوء گويند كه عاقبت بد دارد .
[ الفحشاء ] : فاحشة و قبيحة و سيئة همچون يكديگرند ؛ و هر چه از حد بگذرد فاحش است ، و هر چه موافق حق نباشد فاحشه است .
170 [ الفينا ] : يعنى به آن برخورديم و آن را يافتيم .
171 [ ينعق ] : بانگ زدن و درماندن .
173 [ أهلّ ] : اهلال در ذبح كردن به معنى بلند گفتن بسم اللَّه الرحمن الرحيم است ؛ مشركان در اين مورد نام بتان را به زبان مىآوردند و مسلمانان نام خدا را .
[ اضطر ] : اضطرار ، هر كارى است كه بر هر كس وارد شود ، نمىتواند از آن جلوگيرى كند ، همچون گرسنه شدن در آدمى .
177 [ البر ] : مهربانى و احسان و صدق و ايمان و تقوى ، و ريشهء آن ، گستردگى است و برّ به معنى بيابان از آن است .
[ المسكين ] : آن كس كه مالى ندارد ؛ درويش .
[ الفقير ] : آنكه مال به اندازهء كافى ندارد .
[ ابن السبيل ] : آنكه در سفر محتاج شده و به او مىتوان از زكات سهمى داد . و به قولى به معنى مهمان است .
[ الرقاب ] : جمع رقبه به معنى ريشهء گردن است و از همهء بدن با اين كلمه تعبير مىكنند ، همچون « فتحرير رقبة » يعنى آزاد كردن يك بنده .
[ البأساء ] : بؤس به معنى فقر است .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 293
مساهمون: احمد آرام
ص٢٩٣