قوله : و يسمّى الدّور رحويّا : يعنى حركت و دور فلك در چنين موضعى شبيه به چرخيدن و حركت سنگ آسياب است .
قوله : و ان مالا عنه شمالا و جنوبا : ضمير در « مالا » به دو قطب افق و در « عنه » به معدّل النّهار عود مىكند .
قوله : نصفته وحده و ارتفع الخ : ضمير مستتر در « نصفته » بدائرهء افق و ضمير منصوبى به معدّل راجع مىباشد و قيد « وحده » براى اينستكه توهّم نشود كه در اين صورت همچون فرض اوّل كه دايره افق از دو قطب معدّل ميگذشت و دور فلك دولابى بود و غير از معدّل النّهار مدارات يومى را به دو قسم مساوى تقسيم مىكرد ، اينجا نيز چنين مىباشد ، بلكه در اينجا صرفا معدّل را تنصيف مىكند و بهرتقدير در اين فرض دو قطب افق از دايرهء معدّل مايل شده يا به طرف شمال آن ميل نموده و يا به سمت جنوب و تحقيقا به همان مقدارى كه اين دايره مايل است دو قطبش نيز از دايره معدّل مرتفع و منحطّ مىباشند چنانچه در شكل ( 17 ) مشاهده مىشود .
ش 17
قوله : و يسمّى الدّور حمايليّا : يعنى حركت و دور فلك مورّب و همچون شمشيرى كه بر كمر حمايل نمودهاند مايل و كج مىباشد و افق مواضعى كه چنين باشند را افق مايل خوانند .
تحفة الأحباب شرح فارسى بر تشريح الافلاك ( فارسى ) — صفحة 38
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٨