سؤال بايد كرد « 1 » .
سيم آنكه : قاضى در وقت قسم دادن وعظ گويد .
سى و يكم آنكه : قضاياى هر روز و هفته و ماه و سال را در جايى جمع كند و تاريخ آنها را بنويسد ، تا آنكه از تغيير محفوظ باشد .
سى و دوم آنكه : برحكم كردن قاضى در هرقضيّه گواهان عادل بگيرد .
سى و سوم : عفو كردن قاضى از كسى كه درشتى با او كند .
سى و چهارم : ترك كردن قاضى گرفتن چيزى از بيتالمال جهت رزق اگر احتياج به آن نداشته باشد ، و همچنين است حكم كاتب و مترجم قاضى و معلّم قرآن و مدرّس آداب و غير آن و صاحب ديوان و كيّال و گواهانى كه گواهى دهند ، مگر آنكه براى سفر كردن و مؤنت سفر محتاج به آن باشند ، چه در اين صورت گرفتن چيزى جهت مؤنت سفر جايز است .
سى و پنجم آنكه : سه نوبت به كسى كه قسم متوجّهء اوست بگويد كه : اگر قسم نمىخورى حكم مىكنم به حقّ جهت ديگرى .
سى و ششم : سوگند مغلّظه دادن در اموالى كه زياده از ربع دينار باشد .
امّا چهار امر حرام :
اوّل : چيزى دادن جهت قاضى شدن . [ 1 ] و بعضى از مجتهدين برآنند كه آنكسى كه ارادهء قاضى شدن دارد اگر ميان مردمان مشهور نباشد سنّت است كه چيزى دهد و قاضى شود تا آنكه به علم و فضل مشهور گردد « 2 » .
هامش
[ 1 ] - اگر قابليّت و اهليّت نداشته باشد حرام است چيزى دادن از جهت قاضى شدن و اگر قابليّتداشته باشد حرمت آن معلوم نيست ، بلكه در بعض آنات سنّت است . ( تويسركانى )
* معلوم نيست . ( صدر )
( 1 ) شيخ طوسى در مبسوط 8 : 112 به بعض قوم نسبت داده است .
( 2 ) شيخ طوسى در مبسوط 8 : 84 به بعضى نسبت داده است . شهيد ثانى ، مسالك 13 : 342 .