و مدّعى عليه را به قاضى بفهمانند ، پس هركدام از اينها كه فاسق شده باشند بهديگرى تبديل كند .
دهم : نشستن جهت قضا در جايى كه آمدن پيش او به آسانى ميسّر گردد .
يازدهم آنكه : روى به قبله بنشيند ، و بعضى از مجتهدين برآنند كه قاضى پشت بهقبله بنشيند « 1 » و برخاك و بوريا ننشيند بلكه جهت او فرشى بيندازند .
دوازدهم آنكه : وضو بسازد و جامهء خوب بپوشد .
سيزدهم آنكه : به سكينه و وقار از خانه بيرون آيد .
چهاردهم آنكه : بسيار گشاده روئى نكند به حيثيّتى كه مردم در سخن گفتن پيش او جرأت كنند ، و چندان گرفته نيز نباشد كه مانع از سخن گفتن پيش او شود .
پانزدهم آنكه : خالى باشد از آنچه او را مشغول سازد و باعث پراكندگى خاطر او گردد ، چون غضب و گرسنگى و تشنگى و خوشحالى بسيار و غم بىشمار و بيمارى و بىخوابى و آنچه بدينها ماند .
شانزدهم : حاضر گردانيدن علما در مجلس قضا تا آنكه او را آگاه گردانند برمأخذ حكم يا خطائى كه از او واقع شود .
هفدهم : حاضر گردانيدن جماعتى از عدول را در مجلس قضا جهت ترتيب خصوم در دعوى ، و جماعتى كه براقرار نمودن مردمان و حكم كردن قاضى گواه شوند ، و كاتبى عادل و قاسمى امين .
هجدهم : ترغيب نمودن قاضى مدّعى و مدّعى عليه را به صلح كردن ، پس اگر از صلح امتناع نمايند حكم كند . و اگر آن مسئله برقاضى مشتبه باشد از خصمين مهلت طلبد [ 1 ] تا براو ظاهر شود و اجتهاد در تحصيل آن كند .
هامش
[ 1 ] و اين البتّه واجب است . ( صدر )
( 1 ) شيخ مفيد ، مقنعه : 722 . شيخ طوسى ، نهايه 2 : 69 . ابن حمزه ، وسيله : 209 . علّامهء حلّى ، قواعد 3 : 426