ششم آنكه : چهار عضو آن حيوان را ببرند و آن مجراى خوراك و آب و حلقوم كه راه نفس او است و دو رگِ گردن ، چه اگر يكى از اين چهار را نبرند حلال نمىشود .
و بعضى از مجتهدين گفتهاند كه بريدن حلقوم كافى است . [ 1 ] « 1 »
هفتم آنكه : اعضاى آن حيوان را كه مىخواهند ذبح كنند به آهن چون كارد و شمشير و نيزه ببرند اگر ممكن باشد ، و اگر ممكن نباشد به هرچه مقدور باشد چون آبگينه و سنگ سرتيزونى ببرند . و آيا اگر به ناخن و دندان ببرند حلال مىشود يا نه ؟
مجتهدين را در اين مسئله خلاف است . [ 2 ] بعضى برآنند كه به دندان و ناخنى كه متّصل به بدن و انگشتان باشد جايز است ، امّا اگر جدا باشد جايز نيست .
هشتم آنكه : در وقت كشتن بسم اللَّه گويند در آنچه بسم اللَّه گفتن شرط باشد .
نهم آنكه : در وقت كشتن حيوان را رو به قبله كنند اگر مقدور باشد به اين طريق كه سر و گردن و سينهء او را به طرف قبله كنند . و بعضى از مجتهدين گفتهاند كه : محلّ ذبح را بهجانب قبله كردن كافى است . [ 3 ] « 2 » پس اگر عمداً رو به قبله ذبح نكنند حرام است .
و اگر فراموش كنند يا در حالتى باشد كه مقدور نباشد رو به قبله كردن شرط نيست چنانچه مذكور شد . و بعضى از مجتهدين براين رفتهاند كه در صورتى كه آن حيوان را رو به قبله كردن ممكن نباشد آنكس كه ذبح مىكند خود رو به قبله كند . [ 4 ]
هامش
[ 1 ] قول اوّل احوط است . ( تويسركانى )
[ 2 ] قول به عدم جواز و منع احوط است . ( تويسركانى )
* اظهر حلّيت است . ( يزدى )
[ 3 ] قول اوّل احوط است . ( تويسركانى )
[ 4 ] اين قول احوط است . ( تويسركانى )
( 1 ) علّامهء حلّى در مختلف 8 : 353 به ابن جنيد نسبت داده است . و شهيد اوّل در دروس 2 : 412 به ظهور كلام شيخ طوسى در خلاف و تمايل فاضل در مختلف به اين قول نسبت داده است . [ خلاف 6 : 47 ، مختلف 8 : 354 ]
( 2 ) ابن قطّان ، معالم الدين 2 : 456 . شهيد ثانى در مسالك 11 : 477 به قائلى نسبت داده و آن را بعيد نمىداند .