فصل دوم در بيان آنچه به ذبح نمودن تعلّق دارد
بدانكه بيست و پنج امر به ذبح كردن متعلّق است : سيزده امر واجب ، پنج امر سنّت ، و هفت امر مكروه .
امّا سيزده امر واجب :
اوّل آنكه : كسى كه ذبح مىكند مىبايد كه تميز داشته باشد ، چه ذبح نمودن طفل غيرمميّز حلال نيست .
دوم آنكه : عاقل باشد ، چه اگر ديوانه باشد حلال نيست .
سوم آنكه : قصد تواند كرد ، پس ذبح نمودن مست و خفته و بيهوش حلال نيست .
چهارم آنكه : مسلمان باشد يا در حكم مسلمان چون طفل مميّز ، پس اگر كافر يا دشمن اهلبيت عليهم السلام يا خارجى [ 1 ] باشد حلال نيست و اگر چه در وقت كشتن بسم اللَّه گفته باشند . و در ذبح نمودن يهود و نصارى ميانهء مجتهدين خلاف است ، اصحّ آن است كه حرام است چنانچه گذشت .
پنجم آنكه : آن حيوان قابل ذبح كردن باشد خواه گوشت او را خورند و خواه نخورند ، پس اگر قابل ذبح نباشد - چون سگ و خوك - به ذبح كردن پاك نمىشود .
و حيوانى كه قابل ذبح باشد و گوشت او را نخورند به ذبح كردن پوست او پاك مىشود ، و بعضى از مجتهدين برآنند كه تا پوست او را دباغت نكنند پاك نمىشود « 1 » . و حيوانى كه مسخ شده باشد چون فيل و ميمون و خرس و غير اينها آيا به كشتن پوست آنها پاك مىشود يا نه ؟ ميانهء مجتهدين در اين مسئله خلاف است . [ 2 ]
هامش
[ 1 ] - يا در حكم آنها . ( صدر )
[ 2 ] اقوى طهارت است . ( تويسركانى )
( 1 ) شيخ طوسى ، نهايه 3 : 99 . سيّدمرتضى ، انتصار : 92 . ابن ادريس ، سرائر 3 : 114 . يحيى بن سعيد حلّى ، جامع الشرايع : 66 .