آنكه زن دائمى باشد نه مُتعه [ 1 ] دوم : آنكه ناشزه [ 2 ] نباشد ، سوم : آنكه مرد را قدرت بركفن بوده باشد [ 3 ] پس اگر مرد بىچيز باشد زن را از مال خودش كفن بايد كرد . امّا اگر مرد بميرد كفن او برزن واجب نيست .
امّا آن دوازده چيز كه سنّت است :
اوّلآنكه : كافور حنوط ميّت سيزده درهم شرعى باشد و دو دانگِ درهم [ 4 ] و اگر اين مقدار نباشد چهار درهم ، و اگر چهار درهم ميسّر نباشد يك درهم .
دومآنكه : كافور را در كف دست نرم سازند نه در هاون و غير آن .
سومآنكه : آنچه از كافور حنوط زياد ماند برسينهء ميّت نهند .
چهارمآنكه : جريدتين با ميّت گذارند ، يعنى دو چوب تر از نخل خرما ، و اگر نباشد از درخت كُنار « 1 » و اگر نباشد از درخت انار ، و اگر نباشد از درخت بيد [ 5 ] و اگر نباشد از درخت ديگر . و مىبايد كه هريكى از آن دو چوب به درازى ساق دست ميّت باشد [ 6 ]
هامش
[ 1 ] - حكم به عدم وجوب در متعه و ناشزه مخالف مشهور است و طريق احتياط واضح ا ست . ( كوهكمرهاى )
* در متعه نيز واجب است بر زوج و همچنين ناشزه . ( يزدى )
[ 2 ] بلكه ناشزه نيز كفن او ظاهراً بر شوهر است . ( صدر )
* شرط اول و دوم ممنوع است ، بلكه اقوى وجوب كفن زوجه است بر زوج مطلقاً ، اگرچه متعه و يا ناشزه باشد . ( نخجوانى )
[ 3 ] حتّى از آن چيزى كه از زن منتقل به شوهر شده به ارث . ( خراسانى ، مازندرانى )
[ 4 ] اين افضل است و اوّل مرتبهء فضل يك مثقال شرعى ، و افضل از آن چهار مثقال و بعد از آندر فضل چهار درهم و احوط عدم انتقال از مرتبه اولى است به دوم و از آن به سوم و از آن به چهارم . ( خراسانى )
* يعنى ثلث درهم . ( يزدى )
[ 5 ] بلكه درخت بيد مقدّم است بر انار و تقديم انار بر ساير درختها بايد رجاءً باشد . ( خراسانى )
[ 6 ] بلكه بودن هر يك از اين دو چوب به اين مقدار اولى است . ( خراسانى )
( 1 ) سِدْر .