چهل و هفت امر است : پنج امر واجب است ، و سى و سه امر سنّت ، و نُه امر مكروه .
امّا پنج امر واجب :
اوّل : نماز كردن برميّت بهطريقى كه در كتاب نماز مذكور خواهد شد .
دوم : نقل كردن او به جانب قبر ، و اگر در دريا بميرد و خشكى متعذّر باشد در خم يا صندوقى گذارند و سر آن را محكم سازند ، و اگر خُم و صندوق نباشد چيز سنگينى بر او بندند و در اين صورت به طريقى كه در لحد مىگذارند رو به قبله كرده [ 1 ] در دريا اندازند .
سوم : او را در قبر برجانب راست رو به قبله [ 2 ] بخوابانند ، نه به طريقى كه در وقت احتضار مذكور شد . امّا اگر زن ذمّيّه [ 3 ] بميرد و فرزندى از مسلمان در شكم داشته باشد و آن فرزند نيز مرده باشد بايد كه چون او را دفن كنند پشت او را بهقبله كنند [ 4 ] به جهت آنكه روى طفل در شكم مادر به جانب پشت مادر است .
چهارم : قبر را به نوعى بپوشانند كه بدن ميّت از جانوران محفوظ باشد و بوى عفونتِ او بيرون نيايد .
پنجم : زمين قبر مباح باشد پس اگر ظاهر شود كه در زمين غصبى دفن شده و صاحب زمين به آن راضى نشود واجب است كه ميّت را به جاى ديگر نقل كنند [ 5 ] .
هامش
[ 1 ] - اين احوط است . ( تويسركانى )
* بنابر احوط . ( خراسانى )
[ 2 ] استقبال در قبر به طريق متعارف است ، نه به طريق احتضار . ( تويسركانى )
[ 3 ] بلكه مطلق كافره . ( نخجوانى )
[ 4 ] وجوب اين معلوم نيست و شايد كه احوط باشد . ( تويسركانى )
[ 5 ] جواز نبش مشكل است ، چه رسد كه واجب باشد ، پس اگر كسان ميّت عوض بدهند براى زمين وجوب قبول عوض خالى از قوّت نيست ، و اگر ندهند هم جواز نبش مشكل است . ( مازندرانى )