فصل سوم در شريك شدن
و آن جمع شدن حقوق چند مالك است در يك چيز .
و اسباب شركت چهار چيز است :
اوّل : ميراث .
دوم : خريدن . [ 1 ]
سوم : ممزوج كردن دو جنس متّفق به حيثيّتى كه هرگاه ممزوج سازند از يكديگر مميّز نشوند ، خواه مزج اختيارى باشد و خواه غيراختيارى . [ 2 ]
چهارم : جمع كردن چند كس چيزى را .
و اقسام شركت نيز چهار است :
اوّل : شركت اموال .
دوم : شركت ابدان در آنچه كسب كنند با اتّفاق يكديگر در كسب .
سوم : شركت مفاوضه ، و آن چنان است كه دوكس با يكديگر قرار دهند كه در آنچه كسب كنند شريك باشند ، و در آنچه نقصان بديشان رسد - چون غرامت جراحتى كه بركسى زنند - بر هردو باشد .
چهارم : شركت وجوه ، و آن چنان است كه دو مفلس [ 3 ] يك متاعى را به نسيه
هامش
[ 1 ] و نحو آن مثل آنكه با هم اجاره كنند يا قبول هبه كنند . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى )
[ 2 ] مثل اينكه به چيزى مزج شوند يا اينكه از باب اشتباه يا از روى غصب مزج شوند ، مثل مزج به روغن يا شيره به شيره با فرض اتّفاق آنها تميز ممكن نباشد و بالنسبة يا به اجناس ديگرى از مثليّات ، زيرا كه مزج در قيمى سبب شركت نمىباشد بنابر وجهى مزج نباتى با نبات ديگرى سبب شركت نمىشود ، پس از باب مشتبه شدن با هم ديگرى مىباشد ، پس هرگاه شركت را طالب باشند به حسب آن مقدارى كه شركت را خواهش دارند با هم ديگر صلح كنند . ( نخجوانى )
[ 3 ] هرگاه با هم يك متاع بخرند مانعى ندارد ، بلكه شركت وجوه چنان است كه با هم قرار دهندكه هر يك هرچه بخرند در نفع و نقصان آن شريك باشند . ( دهكردى ، يزدى )