سيزدهم : اگر از شخصى مذى بيرون آيد ، و آن آبىاست چسبنده كه از ملاعبت زنان بهم رسد .
چهاردهم : اگر از شخصى وذى بيرون آيد ، و آن آبى است غليظ كه بعد از بول بيرون مىآيد .
پانزدهم : اگر مرد دست به فرج زن رساند .
شانزدهم : اگر شخصى قى كند و او را از آن قى كراهتى بهم رسد .
هفدهم : اگر شخصى وضوى ناقص كرده باشد به جهت ضرورتى - مثل وضوى جبيره يا تقيّه ، يا به جهت بيمارى شخصى ديگر او را وضو داده باشد ، يا به جهت تعجيل قافله بر موزه « 1 » يا بر چاقشور « 2 » مسح پا كرده باشد - و بعد از وضو ساختن عذر بر طرف شود [ 1 ] سنّت است [ 2 ] كه نوبت ديگر [ 3 ] وضو سازد .
هجدهم : اگر شخصى دندان خود را خلال كند و از آن خلال كردن خون بيرون آيد و از آن كراهتى بهم رسد .
نوزدهم : اگر شخصى را رُعاف - يعنى خون دماغ - به هم رسيده باشد .
بيستم : اگر كسى زياده بر چهار بيت از شعر باطل بخواند سنّت است كه وضو بسازد ، و شعر باطل آن است كه مشتمل باشد برمدح شخصى به صفت چند كه در آن شخص
هامش
[ 1 ] در صورت زوال عذر از ذوى الاعذار احوط اعادهء وضوء است تعييناً اگر ممكن نباشد از تدارك آنچه فوت شده است از او والّا تخييراً بين آن و بين آن چه از او فوت شده اگر چه اقوى عدم وجوب اعاده است . ( خراسانى )
* در اين قسم كه بر طرف شدن عذر باشد از ذوى الاعذار ، لزوم اعادهء وضوء است و عدم اكتفاء به وضوء ناقص است ، خصوصاً در غير تقيّه . ( دهكردى ، مازندرانى )
* احكام عذريه دائر مدار عذر است ، پس در جميع صور مذكوره بعد از زوال عذر نوبت ديگر وضوء ساختن متعيّن است . ( كوهكمرهاى )
[ 2 ] بلكه احوط است هر چند واجب نيست . ( نخجوانى ، يزدى )
[ 3 ] بلكه البتّه نوبت ديگر وضوء ساختن را ترك ننمايند . ( صدر )
( 1 ) چكمه .
( 2 ) « چاقچور » و « چاخچور » نيز گويند : شلوار گشاد و بلند و كفدار زنانه .