گزاردن چنان كه گذشت ، بلكه جنب و زن حايض نيز مىتواند نماز ميّت گزارد هرچند قدرت برغسل داشته باشد .
دوم : طواف خانهء كعبه هر گاه طواف واجب [ 1 ] باشد . امّا طواف سنّت را بىوضو تواند كرد [ 2 ] .
سوم : عضوى از اعضاى خود را به خط مصحف رسانيدن [ 3 ] يعنى حرفهاى آن و به آنچه قايم مقام حرف است مثل تشديد و همزه [ 4 ] به شرط آنكه آن عضو حسّ داشته باشد [ 5 ] پس ناخن و موى [ 6 ] خود را بىوضو به خطّ مصحف مىتوان رسانيدن .
هامش
[ 1 ] - يعنى جزء حجّ يا عمره باشد ، هرچند حجّ و عمره مستحبّى باشند ، پس مراد به طوافسنّت آن است كه جزء حجّ و عمره نباشد . ( يزدى )
[ 2 ] مشكل است . ( كوهكمرهاى )
[ 3 ] در صورتى كه رسانيدن عضوى از اعضاء به آن واجب شده باشد به نذر و شبه آن . ( خراسانى )
* وملحق به خطّ مصحف است اسمهاى خدا وصفات خاصّهء او و اسمهاى پيغمبران و اوصياى آنها و حضرت زهرا - سلام اللَّه عليهم - على الاحوط . ( صدر )
* وجوب وضوء به جهت مسّ كتابت قرآن شريف مشكل است ، بلكه حرام است مسّ نمودن محدث ، و مثل آن است اسماء محترمه بنابر احوط . ( كوهكمرهاى )
* در وقتى كه رسانيدن عضوى از اعضاء به آن واجب شده باشد به نذر و غير آن . ( مازندرانى )
* يا به اسماء اللَّه تعالى ، بلكه اسماء انبياء و ائمّه على الاحوط . ( يزدى )
[ 4 ] بلكه مدّ و اعراب نيز ملحق به حروف است . ( صدر )
[ 5 ] بلكه بعد از صدق مسّ فرقى نيست بين آنكه آن عضو حسّ داشته باشد يا نه ، بلى ظاهر عدم صدق مسّ است به رساندن مو . ( خراسانى )
* مناط صدق نمودن مسّ است هر چند به ناخن و مانند آن باشد . ( كوهكمرهاى )
[ 6 ] ناخن و موى ملاصق بشره حكم خود عضو را دارد در حرمت مسّ كتابت قرآن بى وضوء ، بلى مسترسل از لحيه و گيسو اگر به او مسّ كتابت قرآن نمود بى وضوء ظاهراً عيبى ندارد . ( دهكردى )
* جواز رسانيدن ناخن و دندان و امثال آن معلوم نيست . ( صدر )
* جواز در ناخن و نحو آن مثل دندان مشكل است . ( يزدى )