امّا آن بيست و دو « 1 » چيز كه وضو جهت آنها سنّت است :
اوّل : قرآن خواندن و نوشتن .
دوم : مصحف برداشتن .
سوم : در آمدن به مسجد .
چهارم : نماز ميّت گزاردن .
پنجم : سعى در حاجت مؤمنى يا در حاجت خود كردن .
ششم : زيارت قبر مؤمنى [ 1 ] كردن .
هفتم : اگر شخصى به خواب رود سنّت است كه اوّل وضو سازد ، به تخصيص اگر آنشخص جنب باشد .
هشتم : اگر شخصى محتلم شده باشد و خواهد كه مجامعت كند سنّت است كه اوّل وضو سازد تا ايمن شود از ديوانه بودن فرزند كه از اين جماع بهم رسد .
نهم : اگر خواهد با زن آبستن مجامعت كند اوّل وضو بگيرد تا ايمن شود از آنكه فرزندى كه در شكم مادر است بىفهم و بخيل باشد .
دهم : اگر ميّت را غسل داده باشد و خواهد كه مجامعت كند قبل از غسل مسّ ميّت سنت است كه وضو سازد .
يازدهم : اگر زن حيض داشته باشد سنّت است كه در وقت هرنماز وضو سازد و مشغول بهذكر خداى باشد .
دوازدهم : اگر شخصى از روى ميل زنى را ببوسد سنّت است كه بار ديگر [ 2 ] وضو سازد .
هامش
[ 1 ] در زيارت قبر مؤمن و غير آن از بعض از امور مذكوره نصّ خاص به نظر نرسيده ، هر چند استحباب وضوء بى اشكال است ، بلكه مواردى كه وضوء در آنها سنّت است بيشتر آن است كه در متن ذكره شده . ( كوهكمرهاى )
[ 2 ] اگر با وضوء بوده تجديد وضوء نمايد . ( دهكردى )
( 1 ) در بعضى از نسخهها بيست و يك ، و در برخى بيست و سه .