دوم : هرفعلى كه موجب ضعف باشد ، مثل مكث بسيار در حمّام ، و خون گرفتن ، و مانند آن .
سوم : زنان را بوسيدن ، يا دست بازى كردن .
چهارم : شياف برداشتن [ 1 ] .
پنجم : حُقنه « 1 » كردن [ 2 ] .
ششم : سقِّزْ خاييدن « 2 » .
) هفتم : در گوش يا بينى چيزى چكانيدن ، هر گاه به حلق نرسد كه اگر به حلق رسد روزه باطل مىشود [ 3 ] .
هشتم : شكوفه و گل بو كردن ، به تخصيص نرگس .
نهم : پيراهن برخود تر كردن .
دهم : سرمه كه مشك يا صبر « 3 » داشته باشد در چشم كشيدن .
يازدهم : زنان را در آب مكث كردن .
هامش
[ 1 ] احوط ترك است . ( خراسانى )
[ 2 ] احوط حرمت است . ( تويسركانى )
* حقنه كردن به چيز روان مفسد روزه است على الاقوى . ( خراسانى )
* احوط بلكه اقوى مفطر بودن حقنه به مايع است . ( دهكردى ، صدر )
* گذشت كه حقنه به مايع مفطر است . ( نخجوانى ، يزدى )
[ 3 ] على الاحوط . ( خراسانى )
( 1 ) داخل كردن دواى مايعى از راه مقعد در رودهها ، براى روان كردن مدفوع بيمار .
( 2 ) آدامس جويدن .
( 3 ) گياهى است گرمسيرى ، كه از آن شيرابهاى به دست ميآورند بنام « صبر زرد » كه در تداوى مصرف دارد .