دوم : مباشرت با حلال خود كردن در شب اوّل ماه رمضان .
سوم : افطار كردن به شيرينى .
چهارم : تعجيل افطار قبل از نماز ، اگر انتظار او كشند كه با او افطار كنند .
پنجم : سحور خوردن ، و هرچند به طلوع فجر نزديكتر باشد ثواب بيشتر است .
ششم : خواندن ايندعانزد افطار : « اللَّهُمَّلَكَصُمْنا وَعَلىرِزْقِكَ افْطَرْنا فَتَقَبَّلْهُ مِنَّا ذَهَبَ الظَّمآءُ وَابْتَلَّتِ الْعُرُوْقُ وَبَقِي الْاجْرُ ، اللَّهُمَّ تَقَبَّلْهُ مِنَّا وَاعِنَّا عَلَيْهِ وَسَلِّمْنا فيْهِ وَتَسَلَّمْهُ مِنَّا » .
هفتم : خواندن دعاهايى كه در روزها و شبهاى ماه رمضان مقرّر است .
هشتم : گزاردن هزار ركعت نماز بهطريقى كه در باب نماز مذكور شد « 1 » .
نهم : خواندن سورهء روم و عنكبوت در شب بيست و سوم .
دهم : غسل كردن در هرشبى كه طاق [ 1 ] است ، مثل شب سيم و پانزدهم و بيست و يكم . امّا در شب بيست و سوم دو غسل سنّت است : يكى در اوّل شب و يكى در آخر شب ، چنانكه در بحث طهارت مذكور شد .
يازدهم : آنكه در اين ماه تخفيف نمايد برغلام و كنيز خود در خدمت ، يعنى خدمت دشوار ايشان را نفرمايد .
دوازدهم : وداع ماه رمضان در روز آخر ماه خواندن .
فصل چهارم در ذكر آنچه روزهدار را به فعل درآوردن آن مكروه است
و آن يازده امر است :
اوّل : شعر خواندن [ 2 ] اگرچه مدح حضرات مقدّسات عليهم السلام [ 3 ] باشد .
هامش
[ 1 ] - بلكه در هرشبى از شبهاى دههء آخر آن نيز سنّت است ، هرچند طاق همنباشد . ( كوهكمرهاى )
[ 2 ] ثابت نيست . ( مازندرانى ، نخجوانى )
[ 3 ] كراهات خواندن شعر در مدح حضرات مقدّسات محلّ تأمّل است . ( خراسانى )
( 1 ) رجوع شود به صفحهء 197 .