چهارم : روزهء وصال ، و آن را دو تفسير است : اوّل آنكه : در وقت نيّت روزه قصد تأخير افطار كند و شام و سحُور را يكى نمايد . دوم : دو روز متوالى روزه بدارد بىآنكه در شب روزه بگشايد .
پنجم [ 1 ] : روزهء زن به نيّت سنّت [ 2 ] بىرخصت شوهر [ 3 ] .
ششم : روزهء غلام [ 4 ] و كنيز به نيّت سنّت ، بىرخصت آقا .
هفتم : روزهء بيمار ، هر گاه از روزه گمان مضرّت [ 5 ] داشته باشد ، يا طبيب حاذق گويد كه : روزه مضرّت مىرساند ، هرچند آن طبيب كافر باشد ، و همچنين اگر طبيب حاذق گويد كه علاج آن بيمار منحصر است در مجامعت و تأخير مجامعت تا شب خطر عظيم دارد ، در اينصورت مجامعت در روز ماه رمضان واجب مىشود ، پس اگر زن يا كنيزك اينكس روزهء واجب داشته باشند ، و عورتى ديگر كه روزه براو واجب نباشد يافت نشود ، زن خود يا كنيز خود را مىتواند كه به زور مجامعت كند ، و برايشان ممانعت آنقدر كه توانند [ 6 ] لازم است ، و چون يكى از ايشان را مجامعت كند واجب است [ 7 ]
هامش
[ 1 ] اين قسم و قسم ششم تفصيلى دارد كه منافى با وضع حاشيه است . ( صدر )
[ 2 ] روزه زن و غلام و كنيز هرگاه منافى حقّ زوج و آقا نباشد حرمت آن معلوم نيست هرچند ترك احوط است ، بلكه در صورت نهى ايشان ترك احتياط نشود . ( دهكردى ، يزدى )
* با عدم نهى حرمت آن ثابت نيست . ( مازندرانى ، نخجوانى )
[ 3 ] حرمت روزهزنبىاذن شوهر مشكلاست ، بلىبامنعونهى ، حرمت بعيدنيست . ( تويسركانى )
* على الاحوط . ( خراسانى )
[ 4 ] محلّ تأمّل است . ( خراسانى )
[ 5 ] ملاك در وجوب افطار خوف مضرّت است فضلًا از ظنّ به آن و اگر خوف حاصل نشودجايز نيست افطار . ( خراسانى )
* يعنى ظنّ به ضرر يا خوف ضرر داشته باشد . ( دهكردى )
* گمانى كه ملاحظه آن لازم است شرعاً . ( صدر )
[ 6 ] اين حكم محلّ تأمّل است ، چنانچه وجوب كفّاره در صورت مجامعت با زن خود و كنيزخود در مسألهء مفروضه نيز محلّ تأملّ است . ( كوهكمرهاى )
[ 7 ] وجوب كفّاره در اين صورت معلوم نيست و لكن احوط است . ( تويسركانى )