« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ »
؛ « 1 »
تورات و انجيل هم كه اكنون در دست يهود و نصارى است ، همين مطلب را تأييد مىكند ، زيرا در تورات ، مقررات حقوقى و جزائى بسيار موجود است و ظاهر انجيل نيز شريعت تورات را تأييد و تصديق مىنمايد .
نتيجه
از بيان گذشته روشن مىشود كه دين در اصطلاح قرآن ، همان روش زندگى است كه انسان گريزى از آن ندارد و فرقى كه ميان دين و يك قانون اجتماعى مىتوان يافت در اين است كه دين از ناحيه خداى متعال است ، و قانون اجتماعى مولود افكار مردم .
و به عبارت ديگر دين ميان زندگى اجتماعى مردم و پرستش خداى متعال و فرمانبردارى از وى ، پيوند مىدهد ، ولى در قوانين اجتماعى اهتمامى به اين پيوستگى نيست .
فوايد دين
از آنچه گفتيم معلوم شد كه دين در اصلاح فرد و جامعه تأثيرى عميق دارد و بلكه تنها وسيله سعادت و نيكبختى است .
جامعهاى كه به دين پاى بند نباشد ، واقع بينى و روشنفكرى را از دست مىدهد و عمر گرانمايهء خود را در گمراهى و ظاهر بينى و غفلت مىگذراند . عقل را زير پا مىگذارد و چون حيوانات ، كوتاه نظر و بىخرد ، زندگى مىكند . دچار زشتى اخلاق و پستى كردار مىشود و بدين ترتيب ، به كلى امتيازات انسانى را از دست مىدهد . چنين جامعهاى ، گذشته از اينكه به سعادت ابدى و كمال نهايى خود نمىرسد ، در زندگانى
هامش
( 1 ) . مائده ، آيات 43 - 48