كليات مسائل ارث
موضوع وراثت در جهان طبيعت قانونى است كلى كه مورد عنايت آفرينش مىباشد و هر نسلى ، انواع خصائص ذاتى گذشتگان خود را به وراثت مىبرد : « گندم از گندم برويد جو زجو » افراد انسان هم تا اندازهاى اخلاق و صفات و عوارض وجودى نياكان خود را به ارث مىبرند ، و به سبب همين اتصال و امتزاج وجودى است كه انسان در حال عادى ، علاقهء خاصى از خود نسبت به خويشاوندان خود درك مىكند و مخصوصاً فرزندان خود را جانشينان خود دانسته و بقاى آنها را عيناً بقاى خود فرض مىنمايد . و طبعاً آنچه را كه متعلق به اوست و در اثر كار و كوشش به دست آورده و به خود اختصاص داده ، متعلق به فرزندان و از آنان گذشته ، متعلق به نزديكان خود مىداند .
اسلام براى رعايت و احترام همين درك طبيعى و احساس فطرى ، مال انسان را پس از مرگ وى به خويشانش كه در حال وفات زندهاند ، متعلق مىداند ، و زن و شوهر را نيز كه پايه گذار نسبت و شريك زندگى همديگرند ، در ارث به خويشاوندان ملحق مىسازد . دستهء اوّل را وارث « نسبى » و زن و شوهر را وارث « سببى » مىنامد .
بنابراين ، اموال « ميت » ميان وارث نسبى و سببى ، طبق دستور خاصى ، تقسيم خواهد شد ، ولى چند نفرند كه از ارث محروم مىباشند كه به دونفر از آنها اشاره مىشود :