اسلام و اجتماع
همانطور كه در بخش اول كتاب گفته شد ، به طور كلى « دين نسبت به روشهاى اجتماعى ديگر ، موقعيت ممتازى دارد و « اسلام » نيز در ميان ساير اديان ، موقعيت ممتازى را دارا مىباشد . ازاين روى اسلام از هر روش ديگرى به حال جامعهء بشرى سودمندتر است . اين حقيقت را با يك سنجش بين اسلام و ديگر اديان و نيز با روشهاى اجتماعى ديگر ، به خوبى مىتوان دريافت .
در واقع « اسلام » در ميان همهء اديان ، تنها دينى است كه صددرصد « اجتماعى » است . تعلميات اسلام نه مانند كيش كنونى مسيحيان است كه تنها « سعادت اخروى » مردم را در نظر گرفته و دربارهء سعادت دنيوى آنان ساكت باشد ، و نه مانند آيين فعلى يهود است كه تنها خوشبختى مادى « ملتى » را وجههء همت قرار دهد . تعليمات اسلام مانند دستورهاى بى دينان مجوس و بعضى مذاهب ديگر ، به چند موضوع محدود از اخلاق و اعمال نپرداخته است .
در اسلام تعليم و تربيت و سعادت دو جهانى همهء مردم ، آن هم براى هميشه و در هر زمان و مكان ، در نظر گرفته شده است و بديهى است كه غير از اين ، راهى براى اصلاح جامعهها و سعادت دو جهانى مردم نيست ؛ زيرا :
اولًا : تنها اصلاح يك جامعه يا يك ملت در ميان همهء جوامع بشرى با روابط جهانى كه روز به روز نزديكتر و محكمتر مىشود ، كوششى است بيهوده و در حقيقت مانند تصفيه كردن يك قطره آب است در استخرى بزرگ يا نهرى آلوده !