پاك نمىشود ، و وضو و غسل هم با آن صحيح نيست . « 1 »
2 . زمين : و آن ته كفش و كف پا را پاك مىكند .
3 . آفتاب : و آن زمين و يا حصير نجس را كه به وسيلهء تابش خشك كند ، پاك مىنمايد .
4 . استحاله : يعنى « جنس » چيز نجس عوض شود و به صورت چيز پاكى درآيد .
مانند آن كه « سگ » در نمكزار بيفتد و « نمك » شود !
5 . انتقال : يعنى خون بدن انسان يا حيوانى كه خون جهنده دارد ، به بدن حيوانى كه خون جهنده ندارد ، برود : مانند منتقل شدن خون بدن انسان به بدن پشه و مگس و مانند اينها !
6 . بر طرف شدن عين نجاست از ظاهر حيوان و باطن انسان ؛ مثلًا اگر پشت حيوان يا داخل بينى انسان خون آلود شد ، بعد از بر طرف شدنش ، پاك مىشود و احتياج به آب كشيدن ندارد .
7 . تبعيت : تبعيت آن است كه چيز نجسى به واسطهء پاك شدن چيز نجس ديگر ، پاك شود . مانند آن كه كافرى مسلمان شود كه فرزند او هم به تبعيت از او پاك مىشود .
8 . نقصان : يعنى كم شدن دوم سوم آب انگور كه اگر آب انگور جوش بيايد ، نجس مىشود و بعد از آن كه به وسيلهء جوشيدن ، دو سوم آن بخار شد باقىمانده پاك مىشود .
هامش
( 1 ) . آب بر دو قسم است كُر و قليل ، آب كر حدود 128 من تبريز است كه تقريباً 384 كيلوگرم مىشود و اگر نجاستى به آن برسد نجس نمىشود .
آب قليل آبى است كه از كر كمتر باشد و چنانچه نجاستى به آن برسد ، نجس مىشود و پاك شدنش به اين است كه با آب جارى يا باران متصل شود ، يا يك كر بر آن اضافه كنند