مقدمه
يكى از مسائلى كه در فلسفه مورد بررسى قرار مىگيرد و همواره مورد توجه فلاسفهء جهان بوده اين است كه : « آيا نظام موجودات جهان نظامى ضرورى و وجوبى است يا نه ؟ » يعنى آيا آنچه در اين جهان موجود مىشود و مرتبهاى از مراتب هستى را اشغال مىكند موجود شدنش خلافناپذير و جبرى و به حكم ضرورت است يا آن كه ضرورت و وجوبى در كار نيست و هيچگونه امتناعى ندارد كه آنچه در ظرفى از ظروف يا مرتبهاى از مراتب ، موجود مىشود موجود نشود ؟ و اگر نظام موجودات نظامى وجوبى و ضرورى است اين ضرورت و وجوب از كجا ناشى شده است ؟
تحقيق در اين كه آيا نظام هستى نظام وجوبى است يا نه ، يك مبحث خاصى را كه مشتمل بر چندين مسئله است در فلسفه به وجود آورده كه به نام « مبحث موادّ سهگانهء عقلى » خوانده مىشود و در اطراف وجوب و امكان و امتناع گفتوگو مىكند .
در اطراف اين مواد سهگانهء عقلى از جنبههاى مختلف بحثهاى زيادى شده و قسمتهايى هم هست كه مفيد و مهم و قابل تحقيق است و ديده نشده است كه در اطراف آنها تحقيقى شده باشد .
ولى با در نظر گرفتن وضع اين مقاله از بعضى قسمتها صرفنظر مىكنيم و به پيروى خود اين مقاله فقط به بيان قسمتهايى مىپردازيم كه از مقدمات يا نتايج اصل فوقالذكر است .
در متن اين مقاله با طرز مخصوصى كه اختصاص به خود اين مقاله دارد از ضرورت و امكان بحث شده و اين طرز با آن كه متكى به مسائلى است كه در مقالهء 7 گذشت و آن مسائل ،