تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
صورت امرى اصيل و ماهيت را به صورت امرى اعتبارى تلقى كرده‌اند به جميع مقدمات و نتايج و لوازم اين مطلب توجه نداشته‌اند . لازم است گفته شود كه در طول زمانى كه [ حكما ] دربارهء وجود بحث كردند عرفا از راه ديگرى دربارهء وجود بحث كردند . عرفا وجود را با نظر يك مفهوم اعتبارى انتزاعى نگاه نمىكردند بلكه وجود را يگانه حقيقت مىپنداشتند . البته سخن عرفا روى اصول ديگرى كه مبتنى بر كشف و شهود بود ادا مىشد يعنى عرفا بحث عقلى به‌عنوان « اصالت وجود و اعتباريت ماهيت » نداشتند ، فقط سخنانى داشتند كه با اصالت وجود سازگار بود . صدرالمتألهين كه قائل به اصالت وجود شد و آن را با براهين عقلى و فلسفى اثبات كرد از آراء و عقايد عرفا الهام مىگرفت ، چيزى كه هست مشار اليه براى نظريهء آنان مبناى عقلى و فلسفى پيدا كرد همان‌طورى كه در بسيارى از موارد ديگر نيز نظريهء عرفا را تأييد كرده و براى آنها مبانى عقلى و فلسفى محكمى تأسيس كرده است . علىهذا صدرالمتألهين را نمىتوان مبتكر اصالت وجود دانست ولى قطعاً يگانه كسى كه نظريهء اصالت وجود را به صورت يك نظريهء قطعى فلسفى درآورد و مقدمات و مبادى آن را به دست آورد و تا حد زيادى از لوازم و نتايج آن استفاده كرد صدرالمتألهين است . از مجموع آنچه تاكنون گفته شد معلوم شد كه مسائل وجود و بالاخص دو مسئلهء اساسى آنها ( اصالت وجود و تشكيك وجود ) بيش از آن اندازه كه مستند به فلسفهء قديم يونان است از يك طرف مستند به نظريهء عرفاست و از طرف ديگر در نتيجهء مبارزه با عقايد متكلمين پيدا شده . آنچه تاكنون گفته شد مختصرى بود از تاريخ تحول مسائل وجود و اگر بنا بشود دقيقاً بحث شود با استناد به اقوال و آراء فلاسفهء هر زمانى ، بسيار طولانى خواهد شد . اين‌جانب در نظر دارد تحت عنوان « تحول منطق و فلسفه در اسلام » مسائل منطق و فلسفه را يكايك مورد بررسى قرار دهد و ميراث قديم يونان را از آنچه بعداً افزوده شده روشن كند و ضمناً ارزش واقعى نظريه‌ها را بيان نمايد . مقدمات اين كار تا اندازهء زيادى فراهم شده و يادداشت‌هاى مفيدى نيز در اين زمينه تهيه شده . اين مختصرى كه در اين‌جا راجع به تحول