تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
پيش گفتار اگر تاريخ زندگى اقوام و ملت‌ها را از نظر بگذرانيم ، خواهيم ديد كه يك سلسله مسائل و عقايد وجود دارد كه از مقدس‌ترين مقدسات آن‌ها به شمار مىرود . اگر مقدسات بشرى را مطالعه كنيم ، درمىيابيم كه عقيده و شعارى براى جمعى مقدس است ، ولى براى گروه ديگر نه تنها تقدسى ندارد ، بلكه جزو خرافات مىباشد ؛ مثلًا ايمان به خالق جهان براى اكثر ملل جهان از عالىترين مقدسات اعتقادى محسوب مىگردد ، ولى گروهى اين عقيده را مولود جهل و ترس بشر و يا شرايط اجتماعى و اقتصادى مىدانند و در نهايت ترياكِ مخدر معرفى مىكنند ! ليكن در ميان همهء مقدسات كه براى انسان‌ها مطرح است ، علم و دانش ، تقدسى جهانى و همگانى دارد . به فرمايش امام على عليه السلام : « كفى بالعلم شرفاً أنّه يدّعيه من لا يحسنه ، و يفرح إذا نُسِبَ إلَيه ، و كَفى بِالجهْلِ ذمّاً إنّهُ يَتَبرَّأ مِنه مَن هو فيه ؛ « 1 » در شرف علم و دانش همين اندازه كافى است كه حتى بىسواد هم ادعاى دارا بودن آن را دارد و اگر به وى دانشمند بگويند ، از اين انتساب بسيار خوشحال مىشود و در پستى جهل همين بس كه جاهل آن را از خود دور مىكند . » انسان‌ها تابع هر مسلك و مرامى كه هستند و از هر نژاد و تبارى كه باشند ، به عظمت و قداست علم و معرف اعتراف دارند . و در ادبيات ملت‌ها قداست علم و عالم به‌گونه‌هاى مختلف منعكس شده است . به قول شاعر :
آن را كه علم و دانش و تقوا مسلم است * هرجا قدم نهد ، قدمش خير مقدم است كس را به مال نيست بر اهل كمال فخر * علم است آن كه مفخر اولاد آدم است جاهل اگر چه جست مقدم ، مؤخر است * عالم اگر چه زاد مؤخر ، مقدم است
بدون شك علاقهء اصلى انسان به دانش تنها براى رفع حوايج مادى نبوده و نيست ، بلكه
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 1 ، ص 185 ، ح 107