تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
كسى كه كارى را انجام مىدهد كه اگر نمىكرد كشته مىشد ، در حقيقت شخص اجباركننده نكردن را ملازم با كشته شدن قرار مىدهد و از اين روى فاعل از فكر « نكردن » افتاده و تنها در برابر خود يك فكر مىبيند و آن فكر « كردن » است و ديگر موضوعى از براى ترك باقى نمىماند و چنان كه روشن است فاعل در اين صورت انتخاب و اراده فعل را دارد اگرچه از راه ناچارى يعنى نبودن چاره كه طرف مقابل فعل است فعل را اراده مىكند . و البته اين بيان با نظر عقلا كه فعل جبرى را مستند به اختيار فاعل ندانسته و پاداش خوب و بد را ساقط مىدانند ، منافات ندارد چنان كه اختيارى « انتخابى » بودن فعل با آنچه از آغاز سخن گفتيم كه صدور فعل از قوه فعاله در مورد تشخيص ضرورى است منافات ندارد . مباحث جبر و اختيار نتايج علمى بسيار دارد ولى از هدف اين مقاله خارج مىباشد و از اين روى سخن را پايان داده و مقاله را ختم مىكنيم . * * *

مسائلى كه در اين مقاله بيان نموديم به شرح ذيل است :

1 - يك سلسله از علوم داريم كه مطابق خارج از توهم ندارند . ( اعتباريات ) 2 - علوم اعتبارى تابع احساسات درونى مىباشند . 3 - هر اعتبارى را حقيقتى هست . 4 - علوم اعتبارى بىآثار خارجى نخواهند بود . 5 - معرف اعتبار ، دادن حد چيزى است به چيز ديگر . 6 - در مورد اعتبارات برهان جارى نمىشود . 7 - ممكن است علم اعتبارى علم اعتبارى ديگرى را توليد كند . 8 - / انسان با اعمال قواى فعاله خود يك سلسله علوم اعتبارى تهيه مىكند .
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 159 | السيد محمدحسين الطباطبائي