تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
البته اين روش تحقيقى استاد علامه ، كه يك اقدام اساسى و بنيادى در ارزيابى و جمع‌بندى مسائل فلسفى بود ، بايد نقطه عطفى نيز در سير و تحول فلسفه در ايران به‌شمار آيد ، زيرا توانست نهايتاً « فلسفه » را وارد مرحله جديدى نمايد و محصلين حوزه علميه قم را كه تا آن وقت اطلاعاتشان محدود به محتواى كتاب‌هاى درسى معمولى بود ، امكان دهد كه با بينش وسيع‌ترى ، با فلسفه‌هاى غربى - به ويژه فلسفهء ماترياليسم ديالكتيك - آشنا شوند و ماهيت فلسفه بازىها و سفسطه‌سازىها را از هم بازشناسند . محصول نخستين آن جلسات همين كتاب بود كه « حقايق را آن طور كه هست » ارزيابى مىكند و به خاطر « مصلحت‌هاى مادى » يا « گرايش‌هاى حزبى » ! واقعيت‌ها را وارونه جلوه نمىدهد . . . و شايد مزيت عمده اين كتاب ، همين نكته باشد ، چه با دليل و برهان ، و با منطق علم و فلسفه ، به وضوح روشن مىسازد كه « ماترياليسم ديالكتيك » علىرغم همه ادعاهاى « علمى » بودنش ، پيوندى با علم ندارد « 1 » و همه اصول آن براساس پندارها و تئورىهايى استوار است كه اصالت و صحت علمى آنها ، هرگز به ثبوت نرسيده است و به خوبى ثابت مىكند كه « ماترياليسم ديالكتيك » يك بينش فلسفى نوين منبعث از « علوم جديد » نيست و نمىتواند به مثابهء « عالىترين سيستم فلسفى جهان معاصر » ! قلمداد شود . اين كتاب - چنان كه ملاحظه مىفرماييد - به زبان فارسى است و تا حدود امكان ، ساده و بدون به كار گرفتن اصطلاحات ويژه فلسفى نوشته شده است ، ولى شايد درك كامل محتواى آن ، براى كسانىكه آگاهىهاى لازم از منطق و فلسفه را نداشته باشند ، سهل نباشد ، و اين نكته‌اى بود كه پس از تهيه و تنظيم مباحث مورد توجه قرار گرفت و آن گاه تصميم گرفته شد كه توضيحاتى نيز بر مباحث اصلى افزوده شود تا استفاده از
هامش
( 1 ) . مطالعهء كتاب علمى بودن ماركسيسم از مهندس مهدى بازرگان را توصيه مىكند !