تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢

فصل بيست و چهارم در دوام فيض واجب بالذّات « 1 »

در مباحث گذشته واضح گرديد كه قدرت خداوند ، مبدئيّت او ، براى ايجاد عليّت او براى ماسواى واجب مىباشد و نيز قدرت ، عين ذات متعالى است و لازمهء اين ، دوام فيض و استمرار رحمت و عدم انقطاع عطيّهء وجود او است . از اين گفتار لازم نمىآيد كه عالم طبيعت ، دائمى و قديم ) باشد زيرا مجموع ( عالم طبيعت ) جز ، اجزاء آن چيزى نيست و هر جزء حادث ، مسبوق بعدم مىباشد و در وجود عالم تكرّرى نيست چنان كه قائلين به « ادوار و اكوار » به آن معتقدند زيرا دليلى بر تكرّر وجود عالم موجود نيست . پس آنچه گفته‌اند كه افلاك و اجرام علوى ، وجود آنها به اشخاص‌شان ، دائمى است و هم‌چنين كليّات عناصر و انواع اصلى مادّى ، وجود دائمى دارند از اين جهت كه علل آنها كه از قبيل مفارق مىباشند از تغيير ، اباء دارد ، مدفوع است به اينكه دليل وجود ندارد بر اينكه اين علل ، علل تامّه و منحصر بوده و در تأثيرش متوقّف نبوده ، بر شرائط و معدّاتى كه براى ما مجهول بوده ، و با اختلاف آنها ، معلول‌ها هم مختلف مىگردند پس خلقت در ادوارش ( يكنواخت و ) متشابه نيست علاوه بر اين ، قول به اينكه افلاك و اجرام ، غيرقابل تغييرند و غير اينها از مطالب و اصولى كه علماء قديم علم طبيعى ، آنها را به‌عنوان اصول موضوعه اخذ كرده بودند ، همه آنها در قرن حاضر با پيشرفت علوم از اساس باطل شده و جزء اوهام گشته است .
هامش
( 1 ) - اسفار ج 7 ص 299 و ص 300 - اسفار ج 7 ص 328 - قبسات ص 32 . ( شارح )